بســـــــم الله الرحمن الرحيـــــــم
نمازپرصلابت
اينهفته 08/05/1389 به امامت "حضرت حجةالاسلام والمسلمين حاج
آقااستيري"امام جمعه محترم جوادآبادوبا حضور امت حزب الله درمسجداعظم
برگزارگرديد.
عناوين خطبه اول:
1 .انجام واجبات وترك محرمات حداقل تقواي پروردگار است.
2.مهــــــــــــم ترين وسيله پيوند انسان باخالق نمـــــــــــــاز است.
3.مقدارقبولي نمـــــاز به مقدارتأثيرنمازدرپاك سازي انسان بستگي دارد.
عناوين خطبه دوم:
1.فــــــريفته كالاها وزرق وبرق دنيـــــــــا نگرديد.
2.كساني كه درولايت فقيه وسوسه كنندچيزي از طعم فقه را نچشيده اند.
3.بصيــــــــــــرت وجهت گيري صحيــــــــــح ازدرسهاي مشروطيت است.
مشروح خطبه اول:
بندگان خوب خدا ،مؤمنين،مؤمنات نماز گزاران بزرگوار جمعه شما را و خودم را به
تقواي الهي دعوت مي كنم كه همانا انجام واجبات و ترك محرمات حداقل تقواي
بروردگار است كه دعا مي كنيم خداوند ما را در اين خصوص يعني رضايت حضرتش و
اهل تقوا شدن موفق بدارد ان شاءالله.
يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما
أَصابَكَ إِنَّ ذالِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور سوره مباركه لقمان ِ (17)
پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن، و در برابر مصايبى كه به تو مى رسد شكيبا باش كه اين از كارهاى مهمّ است.
لقمان
سومين نصيحت خود به پسرش را اين گونه بيان مي کند: «يا بني اقم الصلاة; اي
پسر جان! نماز را برپا دار .» دو نصيحت قبل پيرامون خداشناسي و مبدء و
معاد و حساب رسي بود، لقمان پس از بيان پايه هاي دين، يعني مساله خداشناسي
و معاد و توجه به حساب و کتاب قيامت، به ذکر مهم ترين برنامه عملي که
نگهبان فکري و عملي مبدء و معاد و حساب رسي است يعني مساله نماز پرداخته،
آن هم نه انجام نماز، بلکه اقامه و برپا داشتن نماز مي پردازد. چرا که
نماز در وقت هاي مختلف شبانه روزي مهم ترين وسيله پيوند انسان با خالق
است، و در پرتو خداشناسي، انسان را به ياد معاد و روز جزا «ملک يوم الدين
» مي اندازد و تلقين و تمرين هميشگي صراط مستقيم و توجه و حساب گري در اين
رابطه مي باشد . پيرامون نماز، مسايل گوناگوني مطرح مي شود و قابل بحث
است، ولي نکته مهمي که لقمان به آن توجه نموده مساله اقامه نماز است،
اقامه در اصل از واژه قيام گرفته شده، و بيان گر اين مطلب است که نماز را
نبايد طوطي وار انجام داد و به صورت يک عبادت خشک و يک عادت فردي و عادي
پنداشت، بلکه بايد مفاهيم آن را در روح و روان و در متن زندگي فردي و
اجتماعي استوار ساخت، و پرچم نماز را همواره به اهتزاز درآورد . بنابراين
شايسته است ماپيرامون اهميت نماز سخن بگوييم:
نماز به قدري اهميت دارد که براي نشان دادن اهميت آن، در اسلام با تعبيرات مختلف و معني دار از آن ياد شده است .
گاهي به عنوان عمود و عماد دين معرفي شده، چنان که امام باقر (ع) فرمود: «الصلاة عمود الدين; نماز ستون دين است » فروع كافي ج3ص266 و پيامبر (ص) فرمود: «الصلاة عماد الدين; نماز تکيه گاه دين است .»كنز العمال حديث شماره18869
از
اهميت نماز اين که کهن ترين برنامه عبادي است که از آغاز خلقت بشر وجود
داشته است، و تاکنون وجود دارد . منظور اين است که اصل نماز وجود داشته،
گرچه چگونگي آن در عصرهاي مختلف تفاوت داشته است .
ابراهيم خليل قهرمان توحيد، پس از آن که اسماعيل و مادر او را در مکه (که آن وقت بيابان بي آب و علف بود) گذاشت، در مقام دعا گفت:
ربنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا
لِيُقِيمُوا الصَّلاَةَ ...سوره مباركه ابراهيم...(37)
پروردگارا! من بعضى از فرزندانم رادر سرزمين بى آب و علفى، در كنار خانه اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند
و در مورد ديگر پس از سپاسگزاري از درگاه الهي که در سن پيري، اسحاق و اسماعيل را به او عنايت فرموده، چنين دعا مي کند
أَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ
الدُّعَاءِ (39) سوره مباركه ابراهيم
ستايش مخصوص خدايى است كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد; به يقين پروردگار من، شنونده (و اجابت كننده) دعاست.
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ (40)
پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نيز چنين فرما)، پروردگارا! دعاى مرا بپذير.
چنان که ملاحظه مي کنيد، ابراهيم (ع) در ميان خواسته هاي بسيار، نخستين خواسته اش برپاداري نماز است .
وهم چنين خداوند در مقام تمجيد اسماعيل (ع) مي فرمايد: «وکان يامر اهله بالصلاة»اسماعيل همواره خانواده اش را به نماز فرمان مي داد »
حضرت عيسي (ع) وقتي که در گهواره لب به سخن گشود، پس از بيان عبوديت و نبوت خود، سخن از نماز به ميان آورده و مي گويد:
«وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيّاً» (31)سوره مباركه مريم
و هر جا كه باشم مرا وجودى پربركت قرار داده; و تا زمانى كه زنده ام، مرا به نماز و زكات توصيه كرده است
از
مسائل مهمي که در همه عبادات به ويژه نماز، قطعا بايد مورد توجه قرار
گيرد، مساله قبولي نماز است، قبولي نماز همان شرط کمال نماز است، و اندازه
قبولي نماز بستگي به اندازه تاثير نماز در پاک سازي و به سازي دارد، قرآن
به طور کلي مي فرمايد: «انما يتقبل الله من المتقين» قطعا خداوند آن اعمالي را مي پذيرد که از افراد پرهيزکار سر زند .» يعني اعمال گناه آلود، پذيرفته نمي شود .
امام
صادق (ع) در يک سخن هشدار دهنده اي مي فرمايد: «گاه پنجاه سال از زندگي
انساني مي گذرد، ولي خداوند حتي يک نماز او را قبول نمي کند، چه چيزي سخت
تر از اين؟» سپس فرمود: «لايقبل الا الحسن فکيف ما يستخف به; قبول نمي شود
مگر عمل نيک و شايسته، پس چگونه قبول گردد عملي که با سبکي و حقارت انجام
گردد؟»
ممکن
است در اينجا سؤال شود که از کجا بفهميم نماز ما قبول شده يا نه؟ پاسخ به
اين سؤال اين است که بايد به تاثيرگذاري نماز در پاک سازي توجه کرد، به هر
اندازه که تاثير گذارده، قبول شده است . بر همين اساس امام صادق (ع)
فرمود: «کسي که دوست دارد بداند که نمازش در پيشگاه خداوند قبول شده يا
نه، بايد بنگرد که آيا نمازش، او را از زشتي ها و گناهان بازداشته است؟ به
همان مقدار که بازداشته، نمازش قبول مي شود .»
مشروح خطبه دوم:
عِبَادَ اللّه اُوصِيکُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ . عِبَادَاللّهِ اتَّقوُا اللّهَ وَ كُونُوا
عَنِ الدُّنْيَا نُزَّاهاً وَ إِلَى الْآخِرَةِ وُلَّاهاً وَ لَا تَضَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ التَّقْوَى وَ لَا
تَرْفَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ الدُّنْيَا وَ لَا تَشِيمُوا بَارِقَهَا وَ لَا تَسْمَعُوا نَاطِقَهَا وَ لَا
تُجِيبُوا نَاعِقَهَا وَ لَا تَسْتَضِيئُوا بِإِشْرَاقِهَا وَ لَا تُفْتَنُوا بِأَعْلَاقِهَا .(نهج
البلاغة خطبه191) بندگان خدا ، خودم و شما را به تقوي و پرهيزکاري توصيه
و سفارش ميکنم،بندگان خدا ، تقوا پيشه کنيد و از دنياي حرام خود را دور
نگهداريد و نسبت به آخرت دلباخته باشيد.آن كس كه تقوا او را رفعت داد و
بلند مرتبه كرد ،کوچک نشماريد، و آن کس را كه دنيا بالا برد بزرگ نشماريد.
به زرق وبرق دنيا چشم ندوزيد ، و به سخن کسي که از دنيا تعريف ميکند گوش
ندهيد. وبه نداي کسي که شمارا به سوي دنيا دعوت كند ،پاسخ ندهيد، و از
تابش(خورشيد) دنيا روشنايى نخواهيد، و فريفته كالاهاى گران قدر دنيا
نگرديد.
سالروز نهضت مشروطه وصدور فرمان مشروطيت درسال 1285
شيخ فضل الله نورى از رهبران بزرگ و علماى شيعه بود كه در رهبرى جنبش مشروطه نقشى جدى داشت.
يك
سؤال مهم اين است كه چرا علماى بزرگ شيعه از مشروطيت حمايت كردند و رهبرى
اين جنبش را بهدست گرفتند و درنهايت چه شد كه اين جنبش از دست علما خارج
شد و به دست روشنفكران ضد دين و ضد اسلام افتاد؟
علماى
شيعه راضى به حكومت سركوبگر و مستبد شاهنشاهى نبودند اما زمينه ايجاد
حكومت مبتنى بر ولايت فقيه نيز آماده نبود و از اين رو ايشان دست به مشروط
كردن حكومت شاهنشاهى قاجار زدند تا زمينه براى دخالت فقها در سياست باز
شود.
برخى
تصور مىكنند كه نظريه ولايت فقيه و بحث از ولايت فقها به طور كلى فقط
حضرت امام(ره)مطرح كرده اند و پيش از ايشان بحث از ولايت فقيه در ميان
فقها وجود نداشته است. برخلاف تصور ذ كر شده، فقهاى شيعه از ديرباز قائل
به ولايت براى فقيه بودهاند هرچند كه اختلافاتى ميان ايشان در مورد
محدوده ولايت اختيارات ولى وجود داشته است.
فقهاى
بزرگى كه در مشروطيت نقش داشتند خود قائل به ولايت عامه فقيه بودهاند؛
يكى از اين فقهاى مشهور مرحوم نائينى صاحب كتاب شريف تنبيه الامه و تنزيه
المله است كه در هنگام انقلاب مشروطيت مىزيسته است.
مرحوم نائينى چندين دهه پيش از حضرت امام، ولايت فقها و نيابت عامه آنها از امام معصوم را از قطعيات مذهب اماميه مىخواند
مسلم
بودن اصل ولايت فقيه در مذهب تشيع به حدى واضح و آشكار بوده و هست كه
مرحوم آيه الله ملا محمد حسن نجفى مشهور به صاحب جواهر (كتاب مشهور فقهى
ايشان) در مورد آن بيان مىدارند كه:
اساطين
مذهب به ولايت فقيه حكم كردهاند... ولايت فقيه از موضوعات روشنى است كه
نياز به دليل ندارد... كسانىكه در ولايت فقيه وسوسه كنند چيزى از طعم فقه
را نچشيده و معنى و رمز سخنان ائمه معصومين را نفهميدهاند.... زيرا اگر
ولايت عامه فقيه نباشد بسيارى از امور متعلق به شيعه معطل مىماند... پس
بر مردم واجب است فقها را بر اين منظور يارى دهند، چنانكه بر آنها واجب
است امام معصوم(ع) را يارى و كمك كنند.
اعتقاد به ولايت فقيه در ميان فقهاى شيعه به حدى رايج و سارى بوده است كه «مرحوم صاحب جواهر (رض) مىگويد: اگر كسى منكر ولايت
فقيه باشد، گويا طعم فقه را نچشيده است: كأنه ماذاق من طعم الفقه شيئا»
دراينجا
مناسب است به درسهاي مشروطيت اشاره اي داشته باشيم: يكى از درسها
مشروطيت، داشتن بصيرت است كه اگر خواص آن روزگار، همانند شيخ شهيد داراى
بصيرت مىبودند و از او و راهش حمايت مىكردند، گروهى روشنفكر ضد دين
نمىتوانستند مشروطيت را منحرف كنندوقتي تاريخ را نگاه مي كنيم مشاهده مي
كنيم خواصي بودند كه دربين لشكر حق هم بودند اما درلحظات حساس كه بايدبراي
دفاع از حق تاپاي جان مي ايستادندمتأسفانه راه را گم گم كرده وخودرا فداي
نفس مي كردندوچشم وگوش بسته درمسيرباطل قدم برمي داشتند . كساني كه شعار
خط امامي ميدهندظاهراًزيرپرچم خط امام قدم برميدارند توجه كنند امروز خط
امامي ماندن خيلي مهم وسخت است ،همانگونه كه درزمان امير المؤمنين
علي(ع)تعداد كثيري نتوانستنددر مسيردرست قرار بگيرند،وهمانگونه كه
روزعاشورا حسيني ماندن براي عده اي سخت شد. و عليه اسلام چنين اقداماتى
را انجام دادند. اما درس ديگرى كه از مشروطيت مىتوان گرفت اين است كه
نبايد در جهتگيرىهاى فكرى به ديگران وابسته بود. چرا كه وابستگى به
ديگران و تقليد از ديگران، كشور را دچار آسيبهاى جدى خواهد كرد.
(والسلام عليكم ورحمةالله وبركاته)