خطبه
اول: 89/5/1
توصيه
به تقوي:
عن
الامام علي(ع): من ملك شهوته كان تقيا. غررالحكم: رقم 8284.
امام
علي (ع) فرمود: هر كس كه بر شهوت و خواسته هاي دنيوي خود مسلط بشود با تقوا است.
موضوع:
كاوشي در تبيين فلسفه فضيلت انتظار فرج:
مفهوم شناسي
انتظار
«انتظار»، يعنى
«چشمداشتن» و «چشم به راه بودن». چشمداشت يك تحول، چشمداشت يك رويداد خوب، چشمداشت
يك گشايش،... ياچشم به راه يك آينده مطلوب، چشم به راه يك عزيز سفر كرده، چشم به
راه يك دستگير، چشم به راه يك منجى و... به اين معنا انتظار مفهومى است كه با نهاد
همه انسانها عجين شده است و مىتوان گفت كه همه انسانها به نوعى منتظرند.
به بيان ديگر انتظار
يا اميد به آينده همزاد انسان است و اگر اميد به آينده را از او بگيرند، سرنوشتى
جز سكون، ركود، مرگ و تباهى نخواهد داشت، از همين روست كه در كلام نورانى پيامبر
گرامى اسلامصلى الله عليه وآله آمده است:
ألأمَلُ رَحمَةٌ لِأُمَّتى وَ لَولا الأمَلُ ما
ارضَعَتْ والِدَةٌ وَلَدَها وَ لا غَرَسَ غارسٌ شَجَراً.
اميد براى امت من مايه رحمت است و اگر اميد نبود
هيچ مادرى فرزندش را شير نمىداد و هيچ باغبانى درختى نمىكاشت.
با توجه به اهميت و
نقش اساسى اميد به آينده و انتظار فرج در زندگى انسانها، مكتب اسلام تلاش
نمودهاست با تقويت اين روحيه، تلاش و سرزندگى جوامع اسلامى و مسلمانان را به
نهايت درجه خود رسانده و آنها را در هر زمان پويا و پايدار نگهدارد.
قرآن كريم نااميدى از
رحمت خدا را از ويژگىهاى كافران برشمرده و از زبان حضرت يعقوب عليه السلام چنين
نقل مىكند: يا بَنِى اذهَبُوا
فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ و أخيهِ و لا تَيْأَسُوا مِن رَوحِ اللَّهِ إنَّهُ لا
يَيْأَسُ مِنَ رَوْحِ اللّهِ إلاَّ القَومُ الكافِرونَ.
پسرانم! برويد و از يوسف و برادرش جستوجو كنيد
و از رحمت خدا مأيوس نشويد؛ كه تنها گروه كافران از رحمت خدا مأيوس مىشوند.
شايد بتوان گفت بسيارى از رواياتى كه در آنها
به فضيلت «انتظار فرج» بهطور كلى و بدون ذ كر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقويت
روحيه اميد به آينده و مقابله با حالت نااميدى و بدبينى نسبت به آينده نظر
داشتهاند، كه از آن جمله مىتوان به اين روايات اشاره كرد:
فضيلت انتظار:
1. از رسول گرامى اسلامصلى الله عليه وآله
نقل شده است كه: أَفْضَلُ
الْعِبادَةِ إِنْتِظارُ الْفَرَجِ. برترين عبادتها انتظار فرج است.
2 . و باز مىفرمايند:
أَفْضَلُ جِهادِ اُمَّتى إِنْتِظارُ الْفَرَجِ. برترين جهاد امت من انتظار فرج است.
3 - امام علىعليه السلام در بخشى از روايت
مفصلى كه در آن به چهارصد مورد از امورى كه براى صلاح دين و دنياىمؤمن شايسته
است، اشاره مىكنند؛ پس از توصيه به طلب رزق در بين طلوع فجر و طلوع شمس
مىفرمايند: إِنْتَظِرُوا
الْفَرَجِ وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمالِ
إِلَىاللَّهِ، عَزَّ وَ جَلَّ، إِنْتِظارُ الْفَرَجِ.
منتظر فرج باشيد و از رحمت خداوند نااميد نشويد.
بدرستى كه خوشايندترين اعمال نزد خداوند، صاحب عزّت و جلال، انتظار فرج است.
4 - امام صادقعليه السلام نيز در ضمن سفارشهاى خود به ابوحنيفه مىفرمايند:
... وَ أفضَلُ الأعمالِ
انتِظارُ الفَرَجِ مِنَ اللَّهِ.
- امام سجادعليه السلام منتظران را برترين مردم همه روزگاران برمىشمارند:
... إنّ أهلَ زَمانِ غَيبَتِهِ القائِلونَ
بِإمامَتِهِ المُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ أفضَلُ مِن كُلِّ أهلِ زَمانٍ.
آن گروه از مردم عصر غيبتِ امام دوازدهم كه
امامت او را پذيرفته و منتظر ظهور او هستند برترين مردم همه روزگاران هستند.
. شيخ صدوق در كتاب كمالالدين از امام صادقعليه السلام روايت كرده كه آن
حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان - كه بر آنها درود باد - فرمود:
اَلْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنا كَالْمُتِشَحِّطِ
بِدَمِهِ فى سَبيلِ اللَّهِ. (18)
منتظر امر (حكومت) ما، بسان آن است كه در راه
خدا به خون خود غلتيده باشد.
. در همان كتاب به نقل از امام صادقعليه السلام روايت ديگرى به اين شرح در
فضيلت منتظران وارد شده است:
طُوبى لِشيعَةِ قائِمِنَا الْمُنْتَظِرينَ
لِظُهُورِهِ فى غَيْبَتِهِ وَ الْمُطيعينَ لَهُ فى ظُهُورِهِ أُولئِكَ أَوْلِياءُ
اللَّهِ الَّذينَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. (19)
خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبتش
چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولياء خدا هستند،
همانها كه نه ترسى برايشان هست و نه اندوهگين شوند.
در روايت ديگرى مرحوم
المجلسى از امام صادقعليه السلام نقل مىكند كه:
مَنْ ماتَ مِنْكُمْ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ لِهذَا
الْأَمْرِ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فى فُسْطاطِهِ. قالَ: ثُمَّ مَكَثَ
هَنيئَةً، ثُمَّ قالَ: لا بَلْ كَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَيْفِهِ. ثُمَّ قالَ: لا
وَ اللَّهِ ك مَنِ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ
آلِهِ (20).
هر كس از شما
بميرد در حالى كه منتظر اين امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائمعليه السلام
در خيمهاش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظهاى درنگ كرده، آنگاه فرمود: نه، بلكه
مانند كسى است كه در خدمت آن حضرت شمشير بزند. سپس فرمود: نه، بهخدا همچون كسى
است كه در پيشگاه رسول خداصلى الله عليه وآله شهيد شده باشد.
ضرورت انتظار در تفكر شيعي:
در تفكّر شيعى، انتظار موعود، به عنوان يك اصل
مسلّم اعتقادى مطرح بوده و در بسيارى از روايات بر ضرورت انتظار قائم آل محمدعليه
السلام تصريح شده است، و آن را شرط قبولي اعمال آدمي دانسته شده است:
1. محمد بن ابراهيم النعمانى در كتاب الغيبة
روايت كرده است كه روزى امام صادقعليه السلام خطاب به اصحاب خود فرمودند: أَلا أُخْبِرُكُمْ بِما لا يَقْبَلُ
اللَّهُ، عَزَّوَجَلَّ، مِنَ الْعِبادِ عَمَلاً إلّا بِهِ؟ فَقُلْتُ: بَلى،
فَقالَ: شَهادَةُ أَنْ لا إِلهَ إِلّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ
رَسُولُهُ وَ الْإِقْرارُ بِما أَمَرَ اللَّهُ، وَ الْوِلايَةُ لَنا، وَ
الْبَرائَةُ مِنْ أَعْدائِنا - يَعْنى الأَئِمَّةَ خاصَّةً - وَ التَّسْليمُ لَهُمْ،
وَ الْوَرَعُ، وَ الْإِجْتِهادُ، وَ الطُّمَأْنينَةُ، وَ الْإِنْتِظارُ
لِلْقائِمِ، عَلَيْهِالسَّلامُ.
آيا شما را خبر ندهم به آنچه خداى، صاحب عزت و
جلال، هيچ عملى را جز به آن از بندگان نمىپذيرد؟ گفتم: چرا. فرمود: گواهى دادن به
اينكه هيچ شايسته پرستشى جز خداوند نيست و اينكه محمد صلّىاللّهعليهوآله بنده
و فرستاده او است، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولايت ما، و
بيزارى از دشمنانمان - يعنى خصوص امامان - و تسليم شدن به آنان، و پرهيزكارى و
تلاش و مجاهدت و اطمينان و انتظار قائمعليه السلام.
2 - شيخ صدوق در كتاب كمالالدين از «عبدالعظيم
حسنى» روايت مىكند كه: روزى بر آقايم محمدبن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على
بن الحسين بن على بن ابىطالب عليهم السلام وارد شدم و مىخواستم كه درباره قائم
از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدى است يا غير او پس خود آن حضرت آغاز سخن كرد
و به من فرمود: يا
أَبَاالْقاسِمِ، إِنَّ الْقائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِى الَّذى يَجِبُ أَنْ
يُنْتَظَرَ فى غَيْبَتِهِ وَ يُطاعَ فى ظُهُورِهِ، وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ
وُلْدى.
اى ابوالقاسم! بدرستى كه قائم از ماست و او است
مهدى كه واجب است در زمان غيبتش انتظار كشيده شود و در زمان ظهورش اطاعت گردد، و
او سومين امام از فرزندان من است.
فلسفه و
حكمت فضيلت بالاي انتظار:
چرا اين همه فضيلت؟ با مشاهده روايات ياد شده
ممكن است براى بسيارى اين پرسش پيش آيد كه چرا انتظار از چنين فضيلت برجستهاى
برخودار است؟ براى رسيدن به پاسخ مناسبى براى اين پرسش چند نكته اساسى را بايد
مورد توجه قرار داد:
1 - انتظار حلقه
اتصال شيعه با امام معصوم:
چنانكه مىدانيد «ولايت» و «امامت» ركن اساسى
مكتب تشيع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجت خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از
مهمترين نقاط تمايز اين مكتب از ساير مكتبهاست.
«انتظار» در زمان غيبت و عدم حضور ظاهرى امام در
جامعه به نوعى اعلام پذيرش ولايت و امامت آخرين امام از سلسله امامان شيعه است و
همين انتظار موجب مىشود كه ارتباط شيعيان با امامشان، اگر چه به صورت ارتباط قلبى
و معنوى، حفظ شود و آنها در همه اعصار از فيض وجود امامشان برخوردار باشند.
2. انتظار، معيار
ارزش انسانها:
آرزوها و آمال انسانها معيار خوبى براى سنجش
ميزان رشد، كمال و تعالى آنهاست؛ تا آنجا كه برخى مىگويند: «بگو چه آرزويى دارى
تا بگويم كيستى.» آرزوهاى بلند، متعالى و ارزشمند حكايت از كمال روح و رشد شخصيت
انسانها و بلنداى همت آنها مىكند. به عكس آرزوهاى خرد، حقير و بىارزش نشان از
بىهمتى و رشدنيافتگى افراد دارد.
امام علىعليه السلام
در همين زم نه مىفرمايد:
قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ. (22)
پس از اين مقدمه
مىتوان گفت كه چون انسان منتظر برترين و ارزشمندترين آمال و آرزوهاى ممكن را
داراست، به طور طبيعى از بهترين و والاترين ارزشها نيز برخوردار است.
توضيح اينكه آرزوى نهايى انسان منتظر، حاكميت
نهايى دين خدا و مذهب اهلبيتعليهم السلام بر سراسر جهان، استقرار حكومت صالحان و
مستضعفان در سراسر گيتى، كوتاه شدن دست ظالمان و مستكبران از گوشه گوشه جهان،
برقرارى نظام قسط و عدالت بر پهنه زمين و گسترش امنيت و رفاه در جاى جاى كره خاك
است؛ يعنى آرزويى كه از ابتداى تاريخ تاكنون و در زمان هيچ پيامبرى محقق نشده است.
قطعاً چنين آرزوى بلندى از ارزش و فضيلتىوصفناپذير برخوردار است. البته به شرط
آنكه «منتظر» به تناسب آرزوى بلند خود از تلاش و كوشش براى تحقق هر چه زودتر اين
آرزو كوتاهى نكند.
3. انتظار عامل پويايى و سازندگى فرد و اجتماع:
انسان منتظر با رعايت همه شرايط انتظار به همان
شأن و منزلتى كه مورد انتظار دين اسلام است، رسيده و به بالاترين نقطه كمال نائل
مىشود.
خطبه
دوم: 89/5/1
توصيه
مجدد به تقوي:
مناسبتها:
1-
روز 1 مرداد برابر با 11 شعبان سالروز ولادت باسعادت حضرت على اكبر(ع)
(33 ه ق) و روز جوان:
جوانان عزيز و قدرتمند
ايران اسلامي و آن سربازان امام راحل و پيروان مقام معظم رهبري مايه افتخار كشور و
نظام و ملت هستند چرا كه همه پيروزي ها و ظفرمندي هاي نظام و ملت با همت اين ها
بوده و هست.
اگر امروزه پيشرفت هاي
نظام اسلامي چشم جهانيان را خيره كرده و از روي ناچاري و جهالت به اقدامات بسيار
زشت و غير اخلاقي و غير انساني دست مي زنند به خاطر اراده و عزم و روحيه علاقه
مندي به اسلام و انقلاب و وطن اين جوانان است.
ضمن تبريك اين روز به
همه جوانان از تلاش ها و پاي بند يها و بصيرت داشتن هاي جوانانمان (اين افسران
جوان نظام اسلامي ايران ) تقدير و تشكر مي كنم و اميد وارم مسئولان نظام نيز براي
رفع مشكلات آنان گامهاي جدي تري بردارند.
از
2
– روز 5 مرداد برابر با 15 شعبان سالروز خجسته ميلاد حضرت مهدى موعود، بقيهالله
الاعظم ارواحنا فداه (255 ه .ق) و روز
جهانى مستضعفان.
و همچنين سالروز اقامه
اولين نمازجمعه در تهران به امر امام راحل و به امامت مرحوم آيتالله سيدمحمود
طالقانى(ره) (1358 ه.ش).
نيمه شعبان در حقيقت
ليله قدر عاشقان و رهپويان ولايت و امامت و جويندگان راه كمال و رشد انساني است.
چرا كه موجودي را
خداوند در اين شب به بشريت عنايت نموده كه مانند و نظيري ندارد.
خداوند در نيمه شعبان
براي بزرگترين پيامبرش آخرين وصي را آفريد كه وصايت او كه رهبري جهانيان است از سن
پنج سالگي اش تا ابد و تا آخرين لحظه عمر دنيا ادامه دارد و خواهد داشت و هرگز نسخ
شدني و باطل پذير نيست و اين همان نكته اي است كه در عرصه وصايت و امامت نظيري
ندارد.
اين ايام و بويژه
نيمه شعبان مباركباد.
البته من از مردم
فريمان و ازجوانان و نوجوانان اين شهرستان مي خواهم جشن هاي نيمه شعبان را با شكوه
برگزار كنند و همه كوچه و خيابان هاي شهرستان و روستا ها را شادمان و نوراني و
آذين شده بنماييد تا همه بدانند اين جا مهد ارادت به اهل بيت (ع) است. براي اين
چراغاني ها نذر كنيد و به نذر خود عمل نماييد براي اين چراغاني ها وقف كنيد و به
مورد وقف ا زاموالتان مصرف نماييد تا موردعنايت خداوند قرار گيريد. فرزندانتان را
به اين امر تشويق نماييد و آنها را باامام زمان در همين نيمههاي شعبان آشنا نماييد
تا از در خانه امام زمان جدا نشوند.
نماز جمعه:
امروزدر سى و يكمين
سال از تشكيل نمازجمعه در كشور جمهوري اسلامي ايران براي مرحوم آيتالله طالقانى كه
اولين نماز جمعه را به امر امام راحل در تهران برگزار نمودند طلب مغفرت و رحمت مي
كنيم و ياد و خاطره وي را نيز گرامي مي داريم. نماز جمعه داراي اهميت فراواني است
و بركات فراواني را نيز براي ملت و انقلاب ما داشته است مقام معظم رهبري در برخي
از فرمايشاتشان به نكاتي توجه داده اند كه
به عرض شما مي رسانم:
فرمودند: خدمت به
نمازجمعه، خدمت به دين و تقوا است، چون نمازجمعه براى گسترش تقوا و روح دينى در
مردم است، همچنان كه خدمت به نمازجمعه، خدمت به آگاهى سراسرى ملت ايران است، چون
نمازجمعه يك عمل صرفا عبادى نيست، عملى است كه در ذات و تركيب خود، آگاهىبخش است،
هم اجتماع عظيم مسلمانان را هر هفته تشكيل مىدهد و به رخ دوست و دشمن مىكشد و هم
به وسيله خطيب جمعه، اوضاع و احوال سياسى براى آنها تشريح و تبيين مىشود.
حقيقتا نمازجمعه در اسلام تركيب عجيبى است، از
يك طرف توصيه مردم به تقوا و پاكدامنى و اعراض از هواهاى نفسانى است و از طرف
ديگر، آگاهكردن مردم از جريانهاى سياسى و توطئههاى دشمنان و نيازهاى دوستان و
اوضاع دنياى اسلام است. قدر اين فريضه عظيم را بايد خيلى دانست.
امروز به بركت انقلاب اسلامى و با هشيارى امام
بزرگوارمان، نمازجمعه به يك سنت پايدار در كشور تبديل شده است. قبل از نظام
اسلامى، مردم ما با معنا و حقيقت نمازجمعه آشنا نبودند. اين لطف خدا بر ملت ما بود
و يكى از بركات انقلاب اسلامى محسوب مىشود كه ما توانستيم اين دريچه دلگشا به سمت
معنويت و آگاهى را به روى خود باز كنيم.
با توجه به كلمات
مقام معظم رهبري مي توان اين چنين مدعي شد كه نماز جمعه عامل پيوند جامعه با
خداوند و سد محكمي در برابر توطئه هاي شياطين است. چرا كه خطيب جمعه با توصيه به
تقوي دلهاي مردم را با خداوند پيوند مي دهد و با بيان توطئه هاي دشمنان و شياطين راه
را بر نفوذ دشمن مي بندد.
مقام معظم رهبري در
تبيين چرايي توصيه مكرر به تقوي در همه نمازهاي جمعه چنين فرمودند:
(اينكه) گفتهاند كه
امامجمعه در هر نمازجمعه بايد مردم را به تقوا و پرهيزگارى دعوت كند، اين كار
براى چيست؟ براى اين است كه راه زندگى - كه همان صراط بين بهشت و جهنم است - راه
لغزانى است كه دائم انسان بايد جلوى پاى خودش را نگاه كند، مراقب باشد، درست حركت
كند كه مبادا پاى او بلغزد، اين، حفظ تقوا است، اين، اساس كارها است.
اگر گوينده، تقواى الهى را پيشه كند، خداى متعال
او را در گفتن هدايت مىكند و اگر شنونده و عملكننده، تقواى الهى را مراعات كند،
خداى متعال دل او را به حق و حقيقت آشنا مىكند و توان و قوت او را به سمت تحقق
آنچه حق و عدل است، هدايت مىكند.
نماز جمعه نمادي از
وحدت و انسجام مردم است:
همه
مردم با گرايشات مختلف در جامعه زندگي مي كنند كه در ظاهر ممكن است برخي ها حاضر
به كنار آمدن با يكديگر در مواضع سياسي و سلايق اجتماعي نباشند اما همه اين صاحبان سلايق گوناگون در محل نماز جمعه
براي اقامه عبادتي جامع و شنيدن سخناني هدايتگر از خطيب جمعه در كنار يكديگر
اجتماع مي كنند و اين نمادي از اجتماع مسلمانان و اتحاد ملت اسلام در برابر كفر و
نفاق و دشمنان اسلام است كه چنانچه ممكن بود همه اجتماعات نمازهاي جمعه را در يك
لحظه و با يك دوربين نشان دهند معلوم مي شد كه چه اجتماع عظيمي و چه تبلوري از
اتحاد و يكپارچگي در هنگام اقامه نمازهاي جمعه رخ مي دهد.
3
– محكوم نمودن حادثه تروريستي و دلخراش زاهدان كه به شهادت و
مجروح شدن تعدادي از هم وطنانمان انجاميد.
البته
اين حركت يك حركت مذبوحانه بود چرا كه از سر عجز و ناتواني صورت پذيرفت و دشمنان
مي خواهند يكبار ديگر اراده خود را در ايجاد تفرقه ميان فرق اسلامي به كار گيرند و
آزمايش نمايند اما اين حركت يك نقشه نخ نما شده دشمن است و براي ملت بزرگ ايران
اسلامي اعم ا زشيعه و سني بسيار روشن است و پرواضح است كه به نتيجه اي نخواهد رسيد
و ملت همچنان بر وحدت خود پافشاري مي كند و بر پشتيباني خود ا زنظام و انقلاب و
رهبري اصرار خواهد داشت.
|