بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليکم و رحمه الله و برکاته.الحمد الله رب العالمين و صل الله علي سيدنا محمد وآله اجمعين
خطبه اول:
اوصيکم و نفسي عبادي الله بتقوي الله
قرآن شريف به اهل قلم هشدار مي دهد و مي فرمايد: فَوَيلٌ لِلَّذينَ يَکتبُونَ بِاَيدِيهِم ثُّمَ يَقولوُنَ هذا مِن عِنداللهِ لِيَشتَروا بِهِ ثَمناً قَليلاً؛ واي به حال آنهايي که مطالبي را به ناحق مي نويسند( سورة بقره آيه79). شأن نزول اين آيه اين است که جمعي از يهود، اوصافي را که براي پيامبر اسلام(ص) در تورات آمده بود تغيير دادند و اين تغيير به خاطر حفظ موقعيت خود و منافعي بود که همه ساله از ناحية عوام به آنها مي رسيد و بجاي اوصاف واقعي پيامبر(ص) اوصافي برضد آن حضرت نوشتند و به خورد عوام دادند. سلاح قلم همسنگ و همطراز سلاح جنگ است، نوک قلم در سرنوشت بشر و جوامع بشري در پيروزيها و شکستها و در تمدن سازي و تمدن سوزي نقش اساسي دارد. قلم رازدار بشر، خزانه دار علم و پل ارتباطي گذشته و آينده است، قلم و بيان در ساختن جامعه بسيار مؤثر است. قلم و قلم به دستان در قرآن و اسلام حرمت ويژه اي دارند تا آنجايي که خداوند به آن سوگند ياد کرده؛ ن و القلم و ما يسطرون. صداي قلم دانشمنداني که حقايق تاريخ را مي نويسند تا تاريخ منحرف نشود و حقايق روشن بماند، به آسمان مي رود. قلم هرکس و نوشته هر فرد بهترين دليل بر انديشه آن است. امام علي(ع) مي فرمايند: هر کسي را ميخواهي بداني که عقل و انديشه او چگونه است به قلم و نوشتة او نگاه کن. عرض کرديم يکي از عوامل بدبختي انسانها غفلت است و اين غفلت علل و عواملي دارد از جمله: جهل و ناداني؛ او خيال مي کند اين مال و ثروت هميشگي است و اين قيامت و آخرتش را تأمين مي کند، غافل و بي خبر است خيال مي کند اين مال و ثروت و اين پست و مقام ماندني و هميشگي است. ابوسفيان در جلسه اي که اطرافيان و هم مسلکان خودش نشسته بودند گفت: اي بني اميه! فرد غريبه بين ما و در جمع ما نيست؟ گفتند نه. سپس گفت: من که ابوسفيان هستم مي گويم نه قيامتي هست و نه حساب و کتابي، حال که دنيا به دستتان آمده آن را از دست ندهيد و رهايش نکنيد که هرچه هست همين دنياست. اين حرف ابوسفيان لعنه الله عليه، عين حماقت و ناداني است. حضرت علي بن ابيطالب(ع) مي فرمايند: کسي که وضع روزگار و بي اعتباري دنيا را بداند، از آمادگي براي سفر آخرت غافل نمي شود. غرور و خودبيني از عوامل ديگر غفلت است؛ انسان مغرور تنها پيروزي و امتيازهاي خود را مي بيند و به آن مي بالد. در طول تاريخ افراد زيادي بودند که بر اثر غرور در دام غفلت گرفتار شدند و نتوانستند در برابر دشمنان مقاومت کنند و از اينرو ضربات دشمن آنها را از پاي درآورد. صدام مي گفت: من سه روزه در اهواز و هفت روزه در تهران هستم، من با يک حمله همه جانبه به ايران، اين نظام را از پاي در مي آورم، آخرالامر کار صدام به کجا انجاميد و در يک سوراخ وگودال او را بيرون کشيدند و با ذلت و خواري اعدامش کردند. عامل ديگر غفلت، مستي نعمت است؛ هنگامي که افراد کم ظرفيت خود را در ناز و نعمت مي بينند مست مي شوند و آن چنان مست مي شوند که واقعيتها را درک نمي کنند و سرانجام سيلي اجل و مرگ در صورت آنان نواخته مي شود. امام علي(ع) فرمودند: کسي که از حوادث روزگار غافل شود، مرگ او را بيدار خواهد کرد. هارون الرشيد لعنه الله عليه گفت: اي باران ببار که هرجا بباري و فرود آيي مُلک هارون است، بالاخره بيش از 43سال عمر نکرد تا اينکه يک غده سرطاني در شکمش پيدا شد و او را کشت. معاويه لعنه الله عليه از همان اوايل بر شام تسلط پيدا کرد و آن چنان در ناز و نعمت بود که وقتي سفرة غذا برايش پهن مي کردند مي گفت نميدانم از کدام غذا بخورم، بعد از غذا دهانش را با آستين قبايش پاک مي کرد. اواخر عمر که يک روز به حمام رفت نگاهي به خودش انداخت و گفت: اي روزگار آيا من معاويه هستم، اي دنيا چه معامله اي با من کردي، پير و فرسوده و ناتوان.
خطبه دوم:
امام صادق(ع) مي فرمايند: واي به حال کساني که دِين شان را نسبت به دين شان ادا نمي کنند. وظيفة همه ما امر به معروف و نهي از منکر است. بعضي ها نه تنها امر به معروف و نهي از منکر نمي کنند بلکه در عمل و رفتار امر به منکرات مي کنند، نه تنها جلو منکرات را نمي گيرند بلکه ديگران را دعوت به انجام منکرات مي کنند. رسول خدا(ص) فرمودند: مردم چه خواهيد کرد در آن زماني که شما از مسير حق دور بيفتيد و به گناه مبتلا شويد و جوانان شما سر از قانون الهي برتابند و به وادي انحراف بيفتند، چه خواهيد کرد زماني که مي گوئيد: عيسي به دين خود و موسي به دين خود، و در يک جمله بترسيد از زماني که کار خوب، منکر و کار بد معروف شود.
مناسبت اول: جنايت تروريستي در مسجد جامع زاهدان و شهيد و مجروح شدن دهها نفر از هموطنان عزيز، به يقين وحدت و يکپارچگي بين شيعه و سني را در پي خواهد داشت. آمريکا و اياديش در منطقه سالها تلاش کرده اند تا بتوانند با ايجاد اختلاف بين برادران شيعه و سني آنها را از دولت و نظام جمهوري اسلامي بدبين کنند که نتوانستند و ناکام ماندند. ايجاد ناامني در کشور هدف اصلي دشمنان ديرينه ايران و اسلام و بويژه آمريکا و انگليس است. اين ترورهاي کور و بزدلانه نشانه عمق عداوت وهابيون و دشمنان اسلام است. خانواده شهداي اين حادثه تروريستي و مردم شريف ايران بدانند ايران اسلامي با اقتدار و جديت با عاملين اين حادثه برخورد خواهد کرد و توطئه هاي دشمنان قسم خورده را خنثي خواهد نمود.
مناسبت دوم: يازدهم شعبان سال33هجري ولادت با سعادت شبيه ترين مردم به خاتم الانبياء حضرت علي اکبر(ع) و بنام روز جوان نامگذاري شده است، به جوانان عزيز تبريک عرض مي کنيم. جواني از نعمتها و تفضلات و عنايات پروردگار عالميان است به بندگان خود که متأسفانه کمتر کسي ارزش آن را مي داند. جوانان عزيز بايد اين نعمت را ارج نهاده و اين فرصت طلايي از عمر خود را از دست ندهند. هر جواني بايد از زيباترين و ارزشمندترين مرواريد صدف زندگي که همان جواني است مراقبت کند و از دستبرد آفات و زبانها حفظ کند. امام کاظم(ع) مي فرمايند: آموخته هاي دوران جواني مانند نقشي که بر سنگ حجاري شده باشد ثابت و پايدار است. حضرت علي(ع) فرمودند: اي گروه جوانان! شرف انساني و سجاياي اخلاقي خود را با ادب آموزي و تربيت و سرماية گرانبهاي دين خود را با نيروي علم و دانش از دستبرد ناپاکان و خطرات گوناگون محافظت نمائيد. رسول خدا(ص) فرمودند: در روز قيامت خداوند از عمر انسان و جواني که به او داده سؤال مي کند. امام علي(ع) مي فرمايند: قدر و ارزش دو چيز را تنها کسي مي تواند بشناسد که آن را از دست داده باشد، جواني و تندرستي. مقام معظم رهبري در بيانات خود به مسئله جوانان اشاره دارند و مي فرمايند: دلهاي پاک و صفا و خلوص جوانان کشور بزرگترين نعمت خداوند مي باشد. ايشان در جاي ديگر مي فرمايد: جواني که مظهر طهارت و پاکي است دشمن مي خواهد او را به فساد و ناپاکي بکشاند. اميد است جوانان عزيز ايران اسلامي با پيروي از دستور بزرگان و سرمشق قرار دادن سفارشات رهبران ديني، موفق و مؤيد باشند.
مناسبت سوم: در شب جمعه پانزدهم شعبان سال255هجري قمري ولادت خاتم الاوصياء منتقم آل محمد(ص) آخرين امام برحق ولي مطلقِ خداوند حضرت بقيه الله حجه بن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف، واقع شده است. در شب نيمه شعبان برات آزادي از آتش براي افراد زيادي نوشته مي شود و آن را شب برات و شب مبارک و رحمت گويند. پس از تولد، آن بزرگوار را نزد پدر گراميش بردند و شروع به سخن فرمود: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علياً اميرالمؤمنين ولي الله و ائمه معصومين را يکي بعد از ديگري نام برد تا به وجود شريف خود رسيد و براي فرج محبين خود دعا فرمود و اين آيه را تلاوت فرمود: وَ نُريدُ اَن نَمُنَّ عَلي الذينَ استضعِفُوا في الارض وَ نَجعَلهُم اَئمهً و نَجعلهُم الوارثين و... . وجود مبارک رسول خدا(ص) فرمودند: افضل العباده انتظار الفرج. عوامل زمينه ساز براي ظهور آن حضرت(عج): تکيه بر اسلام ناب و جدا کردن آن از اسلام غير ناب- تکيه بر پيشرفتهاي علمي و رشد انديشه ها و فکرهاي بلند- انقلاب اخلاقي و زهد و وارستگي- ايمان عميق و توکل به خدا- توجه به طبقه مستضعف- برنامه ريزي صحيح و جامع در همه عرصه ها- خودسازي فردي. خود آقا سفارش کرده اند براي فرج من زيارت آل ياسين بخوانيد و دعاي ندبه، دعاي فرج، نماز شب و نافله، زيارت عاشورا و زيارت جامعه کبيره و زيارت امين الله. وجود مبارک آن حضرت(عج) فرمودند: براي فرج و ظهور من خدا را به عمه ام زينب قسم بدهيد .در زمان حضرت حجه(عج) و در حکومت آن بزرگوار: به عدالت حکم مي شود، کسي نمي تواند به ديگري ستم و ظلم روا بدارد، زمين برکاتش را خارج مي کند، امور را به اهلش مي سپارد و هيچ ديني غير از اسلام پذيرفته نيست.
و السلام عليکم و رحمه الله و برکاته
|