يکشنبه 4 آبان 1393 - 1 محرم 1436 - 26 اکتبر 2014

صفحه اول|منابع خبري|گزارش هفتگی|تشکيلات شورا|ائمه جمعه|ارتباط با ما |رهنمود رهبر|کتابخانه|پست الکترونیک

مناسبت ها -

جاری

شمسي

قمري

ميلادي


1 فروردين - عيد نوروز



عيد نوروز

نوروز همزمان با بهار از راه مى‏رسد و حيات تازه خويش را از سر مى‏گيرد و بدين ترتيب صفحه‏اى ديگر از كتاب بزرگ آفرينش، پيش روى ما گشوده مى‏گردد تا با مطالعه‏و تأمل در آن، به زندگى پس از مرگ بينديشيم و از هم‏اكنون خود را براى چنان حياتى جديد و جاودان، به وسيله اعمال صالح مهيا سازيم كه به گفته شاعر خوش ذوق:

اين بهارِ نو، ز بعد برگ ريز هست برهان بر وجود رستخيز

به همين مناسبت، قرآن كريم با توجه دادن به كيفيت حيات دوباره طبيعت، زندگى پس از مرگ را به آنان يادآور مى‏شود و مى‏فرمايد:

»واللَّه الذى أرسل الرياح فتثير سحابا فسقناه الى بلد ميت فاحيينا به الارض بعد موتها كذلك النشور« (1) فاطر: 9 .

»خداوند كسى است كه بادها را فرستاد و ابرها را برانگيخت، سپس آن را به سوى زمين مرده سوق مى‏دهيم، و ما بدين وسيله به زمين، پس از مرگش زندگى مى‏بخشيم،رستاخيز همين گونه است«.

بنابر اين فرا رسيدن نوروز، بايد ما را به ياد زندگانى پس از مرگ بيفكند تا بكوشيم همراه با تحول طبيعت، تغيير و تحولى در خويش پديد آوريم.

چنانكه رهبرعظيم‏الشأن انقلاب حضرت آيةاللَّه خامنه‏اى در پيام نوروزى سال 1369 فرمودند:

«تحويل هر سال جديد شمسى؛ كه مصادف با نوعى تحول در عالم طبيعت مى‏باشد، فرصتى است براى اينكه انسان به تحول درونى و به اصطلاح امور روحى، معنوى ومادى خود بپردازد، ايجاد تحول كار خداست.<؛ اما ما موظفيم كه براى اين تحول در درون خود، در زندگى خود و در جهان اقدام كرده و همت و تلاش به عمل آوريم».

عيد از ديدگاه اميرمؤمنان على (ع)

واژه »عيد« از ريشه »عود« گرفته شده و به معناى روز بازگشت و شادى به انسان است؛ و عيد از نظر اميرمؤمنان على(ع) هر روزى است كه خداوند در آن روز معصيت نشود؛»كلّ يَوْمٍ لا يُعصى اللَّه تعالى فيه فهو عيد«.< باتوجه به اين معيار اسلامى، مى‏توان گفت، پس از نخستين بهار آزادى در سال 5(ع)، عيد واقعى در حيات امت قهرمان ماتحقق يافت؛ چرا كه با سقوط طاغوت، لبخند شادى بر لبها نشست و در ميكده‏ها، كاباره‏ها، قمارخانه‏ها و ديگر مراكز فساد و فحشا و معصيت، بر روى تبهكاران مسدودگرديد.

نوروز در تاريخ

عيد نوروز ريشه در سنتهاى قوم ايرانى دارد كه به گذشته بسيار دور منتهى مى‏شود و پس از اسلام، به نوشته تاريخ‏نگاران، با تصرفات و تغييراتى كه در آن به عمل آمده،تاكنون در ميان‏ايرانيان باقى‏مانده است؛ لذا در صدر اسلام ايرانيانى كه در مركز خلافت به‏سر مى‏بردند، طبق سنت ملى خويش، به اين عيد پاى‏بند بودند؛ و در خبر است:

»أُتِىَ أميرالمؤمنين(ع) بِهَدية النيروز، فقال (ع):

ماهذا؟ فقالوا:

يا أميرالمؤمنين اليوم النيروز، فقال (ع):

اصنعوا لنا كل يوم نيروزاً« (2) وسائل، ج 12، ص 214 .

»چيزى به رسم هديه نوروزى به حضور اميرالمؤمنين على (ع) تقديم شد، حضرت پرسيد:

اين چيست؟ عرض كردند:

يا اميرالمؤمنين امروز نوروز است، فرمود:

هر روز رإے؛نّّبراى ما نوروز سازيد«.

البته تا آن هنگام اين عيد هنوز مخصوص ايرانيان بود و نخستين خلفاى اسلامى به نوروز اعتنايى نداشتند، بعدها خلفاى اموى براى افزودن درآمد خود، هداياى‏نوروزى را كه قبل از اسلام در دربارهاى ايران رايج بود از نو معمول داشتند.

(3) لغت‏نامه دهخدا، ماده نوروز.

پس از امويان، عباسيان نيز همان شيوه را تعقيب نمودند، چنانكه وارد شده است:

»اِنَّ المنصورَ تَقدم اِلى موسى بن جعفر(ع) بالجلوس للتهنئة فِى يَوْم النيروز و قَبض ما يُحْمَلُ اِلَيه« (4) بحار، ج 95، ص 419.

»منصور، دومين خليفه عباسى به امام كاظم(ع) پيشنهاد نمود عيد نوروز جلوس نمايد تا مردم عيد را به آن حضرت تبريك گويند و هداياى آنها را دريافت نمايد«.

بنابر اين، عيد نوروز مانند بسيارى از سنتهاى ملى؛ كه با شؤون اسلامى مخالفتى نداشت، پس از اسلام در ميان ايرانيان باقى ماند.

سنتهاى نوروزى

يكى از سنتهاى نيك اين ايام، ديد و بازديدهايى است كه ميان بستگان و دوستان انجام مى‏پذيرد و دركتب روايى ما تحت عنوان »صله رحم« و »تزاور الاخوان« و امثال‏آن، ابوابى را به خود اختصاص داده‏است و اين ديدارها را مى‏توان به سه دسته تقسيم كرد:

1 - ديدار با خانواده‏هاى شهيدان و جانبازان

از آنجا كه خانواده‏هاى محترم شهيدان، با تقديم بهترين عزيزان خويش، پيوندى خونين با انقلاب و آرمانهاى مقدّسش بسته‏اند و جانبازان، اين شهيدان زنده، سلامتى‏و عافيت خود را مخلصانه در اين راه ايثار كرده‏اند، بايد ديدار با آنان در صدر تمام ملاقاتها و ديدارها قرار گيرد و در اولين فرصت با تقديم تبريكات نوروزى، بر اين ايثار واخلاص بزرگ آنان ارج نهاده و از روحيه نستوه و صبورشان الهام گيريم.

2 - صله رحم

صله رحم گر چه داراى مفهومى وسيعتر از ديدارهاى معمولى است، ولى اين ديدارها مى‏تواند به عنوان مصداقى از آن تلقى گردد، و اين به دليل نقش مهمى است كه درنزديكتر شدن هر چه بيشتر قلبها، و از ميان رفتن كينه‏ها دارد.

در روايات اهل بيت عصمت:

، توصيه فراوان نسبت به صله شده است؛ از آن جمله امام صادق(ع) ازجدش رسول خدا(ص) روايت مى‏كند:

»اِنَّ فى الجَنَّة درجة لايبلغُها الاّ اِمام عادل اَوْ ذو رَحم وَصُولٍ او ذوعيالٍ صَبُور« (5) خصال ج 1، ص 46.

»بهشت داراى درجه و مقامى است كه به آن راه نيابد جز رهبر عادل يا آن كه نسبت به بستگانش صله رحم كند و يا شخص عيالمند شكيبا«.

امام سجاد:

قدمى را كه انسان براى پيوستن به صف رزمندگان در راه خدا بر مى‏دارد با قدمى كه براى انجام صله رحم برداشته مى‏شود، مقايسه نموده، مى‏فرمايد:

»ما من خُطوةٍ احبُّ الى اللَّه عزّوجلّ من خُطوتَينِ؛ خطوة يَسُدّ بها المؤمن صفاً فى اللَّه و خطوة الى ذى رحم قاطع«.

1 بحار ج (ع)1، ص 89.

»هيچ گامى نزد خدا از )اين( دو گام محبوبتر نمى‏باشد؛ گامى كه انسان مؤمن براى بستن صف جهاد در راه خداوند برمى‏دارد و گامى كه براى انجام صله رحم به سوى خانه‏خويشاوندى كه با او قطع رابطه نموده‏است برمى‏دارد«.

3 - ديدار با دوستان

ديد و بازديد وسيله برخورد و رشد افكار جامعه و نيز عامل تحكيم روابط و رشد و شكوفايى انديشه‏هاست؛ و به همين دليل، پيشوايان معصوم: درباره آن بسيار سفارش‏كرده‏اند، براى نمونه: امام باقر(ع) بوسيله مردى به نام «خثيمه» به شيعه پيام مى‏دهد:

». وَ أَنْ يتلاقوا فى بيوتهم، فان لقيا بعضهم بعضاً حياة لأمرنا، رحم اللّه من أحيا أمرنا«.

»بايد شيعيان در خانه‏هايشان به ديدار يكديگر بروند، چرا كه اين كار موجب زنده شدن امر ماست.

خدا رحمت كند كسى كه امر ما را زنده سازد«.

مرحوم »علامه مجلسى« در ذيل اين روايت مى‏نويسد:

»حياة لأمرنا أى سبب لاحياء ديننا و علومنا و رواياتنا والقول بامامتنا«.

»ملاقاتهاى شما سبب زنده شدن مذهب، علوم و روايات و اعتقاد به مسأله رهبرى ما است«.

البته نظر امام باقر(ع) در صورتى تأمين مى‏گردد كه مردم در ملاقاتهاى خود، به جاى گفتگوهاى بى‏فائده و احياناً گناه آلود، به طرح مسائل مذهبى، فرهنگى و سياسى‏بپردازند، بدين ترتيب، همين ديدارها؛ كه از نظر ما شايد ساده تلقى گردد، مى‏تواند تحولى بنيادين در سطح فرهنگ و بينش ما باقى بگذارد و بى‏شك فرزندان ما كه قهراًدر حاشيه اين نشستها حضور دارند، ساخته خواهند شد.

نوروز در روايات

همانگونه كه بهار در قرآن كريم يادآور حادثه عظيم قيامت است، نوروز نيز از نظر امام صادق(ع) بعضى از حوادث مهم گذشته و آينده تاريخ را تداعى مى‏كند.

امام(ع) در اين‏زمينه به »معلى بن خنيس« مى‏فرمايد:

»ان يوم النيروز هواليوم الذى أخذ فيه النبى9 لأميرالمؤمنين(ع) العهد بغدير خم.

وهو اليوم الذى ظفرفيه باهل النهروان.

و هو اليوم الذى يظفرفيه قائمنا أهل‏البيت.

(6) بحار ج 56 ص 119.

»نوروز روزى است كه پيامبر9 در غدير خم براى ولايت اميرالمؤمنين(ع) از مردم پيمان گرفت، روزى است كه آن حضرت برخوارج نهروان پيروز شد و روزى است كه قائم مااهل بيت ظهور خواهد كرد«.

نوروز در نظر دانشمندان مسلمان

نوروز در كلام و نوشتار علماى بزرگوار اسلام، از جايگاه مخصوصى برخوردار است، چنانكه »سيد بن طاووس«، كه از دانشمندان بزرگ و مورد اعتماد شيعه و مردى‏جليل‏القدر و والامقام است، درباره نوروز مى‏نويسد:

»اذا كان ابتداء العالم فى مثل هذا اليوم، يناسب أن يكون يوم عيد و سرور«

»هنگامى كه آغاز آفرينش جهان هستى، در مثل چنين روزى باشد، شايسته است اين روز، به عنوان روز عيد و شادى تلقى شود«.

و سپس با اشاره به روايت حضرت امام صادق(ع) در مورد استحباب غسل و روزه و استعمال عطر و پوشيدن جامه پاكيزه در نوروز مى‏گويد:

»و در چنين روزى مردم بايد مردم همانند روز مبعث و غدير و ولادت، با دعا و نماز و روزه، به سپاسگزارى از افاضه نعمت بزرگ هستى بپردازند و با استعمال بهترين‏عطرها و پوشيدن تميزترين جامه‏ها به استقبال آن روند.

«

دانشمند بزرگوار اسلام، مرحوم »ابن فهد حلّى« در كتاب »المهذب البارع« در اين زمينه مى‏نويسد:»يوم النيروز، يوم جليل القدر«؛ »نوروز، روزى گرانمايه و ارزشمنداست.« بدين ترتيب، نوروز دركلام جمعى‏از علماى اسلام داراى موقعيت ويژه‏اى است.

اميد است مردم ما مراسم سنتى اين عيد را آنچنان كه شايسته يك امت رشد يافته و انقلابى است برگزار كنند و به مراسم كهنه و غير منطقى آن، همانند چهارشنبه‏سورى و سيزده به‏در، پشت پا بزنند.

 

نظرات کاربران :

اي ميل :
نام :
نظر شما :
 
   
 
   تعداد بازدید : 17303075    ImamatJome.com © 2008