پنجشنبه 6 آذر 1393 - 3 صفر 1436 - 27 نوامبر 2014

صفحه اول|منابع خبري|گزارش هفتگی|تشکيلات شورا|ائمه جمعه|ارتباط با ما |رهنمود رهبر|کتابخانه|پست الکترونیک

کد مقاله : 695 تاريخ مقاله : 29/02/1389     تعداد بازدید : 11766   -   آرشيو مقالات

نسخه چاپی تهیه نسخه چاپی


بصيرت از ديدگاه مقام معظم رهبري


مقدمه:

يكي از موضوعاتي كه رهبر حكيم و فرزانه انقلاب اسلامي ، حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي) همواره به ويژه طي چند ماه اخير در بيشتر فرما يشاتشان به طور جدي بر آن تاكيد داشته اند ،مفهوم »بصيرت »و ضرورت برخورداري و بهره مندي از آن به عنوان »تنها راه براي گمراه نشدن در گردو غبار ايجاد شده بر اثر فتنه » است.

با بررسي اجمالي حوادث و مشاهده فراز و فرود هاي تاريخ اسلام از دوران پيامبر اعظم (ص) و ائمه معصومين (ع) تا انقلاب اسلامي و دوران حاضر ،آنچه بيش از هر عاملي در رسيدن يا نرسيدن به پيروزي و موفقيت تاثير داشته، ميزان بهره مندي و برخورداري مردم و نخبگان از »بصيرت« بوده است . به اين معني كه در هر برهه اي كه مردم و نخبگان جامعه از بصيرت بهره برده اند ، راه درست انتخاب شده و امور به نحو احسن پيش رفته است و برعكس در مواقعي كه مردم بدون بصيرت عمل كرده اند، هم خودشان و هم جامعه را با مشكلاتي روبرو كرده اند.

به جرات مي توان گفت دليل همه انحرافات سياسي و اعتقادي كه تاكنون امت ها با آن روبرو بوده اند و بعضا به نابودي و انحطاط آنان نيز منجر شده، رفتارها ، تصميم گيريها و موضع گيريهاي بدون بصيرت بوده است .

در اين نوشتار تلاش مي شود درباره مفهوم بصيرت ، موانع و راه هاي كسب آن ،بصيرت به عنوان قدرت پرواز انسانها و جوامع بشري از مشكلات و انحطاطات و همچنين بصيرت از نگاه رهبر معظم انقلاب مواردي را يادآوري كنيم .

مفهوم بصيرت

بصيرت دانايي صرف نيست بلكه دانايي همراه با باور وايمان است از اين رو موجب هدايت و حركت است در حاليكه علم همواره مقرون باور قلبي نبوده و در نتيجه لزوما مايه عمل به مقتضاتش نيست.

به عنوان نمونه خيلي از مردم مي دانند سيگار براي انسان زيان بار است ولي به دليل اينكه به مضرات آن باور ندارند واز آن استفاده مي كنند حتي برخي پزشكان به انواع مواد مخدر معتاد مي باشندتقريبا هر انسان الهي مي داند روزي اين جهان را ترك وبه عالم برزخ و حساب سفر خواهد كردو آنجا

يك يك اعمالش مورد ارزيابي قرار گرفته و جزا و پاداش به آن تعلق مي گيرد اما از آنجايي كه اين بينش د ر بسياري از مردم از ساحت ذهن به ساحت قلب رسوخ نكرده و به ايمان باطني تبديل نگرديده موجب تقوي و پرهيزگاري نمي شود ولي علم مقرون با اعتقاد قلبي مايه حركت و عمل مي گردد واز اين روست كه بصيرت موجب هدايت بوده انسان را از غفلت بيدار مي كند انسان بصير به كمك اين قوه از خطر گمراهي و فريب خوردن در امور و موضعگيري غافلانه و حساب نشده در امان است بصيرت مانند سپري است كه در هنگام فتنه هاومواقف خطرناك انسان را مصون و محفوظ نگه مي دارد.شايد از اين روست كه زره و لباس محافظ جنگي را بصيرت ناميده اند چون انسان را از شمشيرها و ضربه هاي نابهنگام و غافلانه حفظ مي كند.

ناگفته نماند از لوازم بصيرت زيركي و فطانت است زيرا وقتي آدمي به روشني از جوانب مسائل پيش رويش اطلاع داشته باشد نقطه ابهامي برايش باقي نمي ماند تامانع برخورد صحيح با آن شود.بنابراين با درايت و زيركي بيشتر وارد عمل خواهد شد.

به علاوه انسان بصير به دليل برخورد عميق و نگاه ژرف به مسائل از حوادث گذشته و حال براي آينده عبرت خواهد گرفت لذا لغويين بصيرت را گاه به لوازمش يعني زيركي و عبرت ترجمه كرده اند.

بنابراين منظور از اجتماع بصير اجتماعي است كه علاوه بر چشم سر چشم دلش نيز بينا باشد گره هاي كور مشكلات خود را پيدا كرده و راه گشودن آن را مي داند دوستان و دشمنان خود را مي شناسدبه ضعف هاي خويش آشنا و راه در مانش را مي داند جريانهاي سياسي و فرهنگ ساز و ارتباط آنان را با ارباب دين و دنيا مي شناسد رابطه

زر و زور وتزوير را درك مي كند.نسبت به علائم نفاق و صداقت و عناد شناخت كامل دارد.در مقابل اگر جامعه اي دردهاي خود را نشناسد و راه درمانش را نداند و نسبت به شرچشمه هاي هدايت و انحراف خود بيگانه باشد معيار روشني براي اقبال و ادبار به شخصيت ها و يا امواج فكري و فرهنگي حاكم بر محيط خود نداشته باشد بي دليل روزي از يك شعار حمايت و بي حساب فرداي آن روز با آن مخالفت كند چنين جامعه اي فاقد بصيرت و نابيناست كما اينكه جامعه عصر حاكميت امير مومنان (ع) به اين بلا مبتلا بود بطوري كه حضرت در وصف آنها فرمودند:عمي ذو ابصار شما چشم داريد اما كوريد.

آري جامعه بدون بصيرت كور است و همچون كوران اعمال متناقض از خود نشان مي دهد گاه كاهي را به كوهي بخشيده و گاهي كوهي را به كاهي نمي بخشد هرگز قابل اعتماد نيست در حساسترين لحظات بخاطر عدم درك موقعيت خود پيشواي بصيرش را تنها مي گذارد وجودشان كالعدم و حياتشان مساوي مماتشان و حضورشان در كنار پيشواي بيدار عدم حضور است از اين رو امير مومنان در وصف شان فرمود::الشاهده ابدانهم الغائبه عنهم عقولهم بدنهايشان حاضر ولي عقلهايشان غائب است.

آنان بدليل كوردلي و ناتواني در تحليل مسائل و شناخت حق وباطل از روي هواهاي خود حكم مي كنند و از آنجا كه هواهاي نفساني به تعداد افراد جامعه متفاوت بوده و در زمانهاي مختلف تغيير مي كنند چنين جامعه اي ثبات خود را

از دست مي دهد هر دسته اي خواسته اي متفاوت با ديگران دارد و هر روز چيزي غير از مطلوب ديروز مي طلبد يك روز عده اي خواهان جنگ با دشمن و روز ديگر عده اي ديگر خواهان صلح و روز سوم هر دو از خواسته خود دست بر مي دارند.بنابراين مشكل عدم بصيرت از مشكلات خطر آفرين است كه روند اصلاح جامعه را متوقف مي كند به طوري كه اگر برترين رهبران عالم هم در راس چنين جامعه اي قرار گيرند از رفتار متناقض و كردار حيرت انگيز مردم زمين گير مي شوند كما اينكه حضرت در مورد مردم زمان حكومتش فرمودند::المختلفه اهواوهم المبتلي بهم امراوهم اميالشان متفاوت و زمامدارانشان به بلاي آنها گرفتارند.

موانع كسب بصيرت

برخي از امور و گرايش ها در وجود انسان مانع از بصيرت يافتن وي مي گردد بگونه ايكه با وجود يقين به حقانيت موضوعي ، آن را ناديده گرفته و چشم بصيرت خود را نسبت به آن فرو مي بندد كه در اينجا به دو مورد اشاره مي كنيم :

1- دلبستگي به دنيا :

حضرت علي عليه السلام در اين خصوص مي فرمايد : انّ الدّنيا دار محن، و محلّ فتن، من ساعاها فاتته، و من قعد عنها و اتته، و من ابصر اليها اعمته...

بدرستي كه دنيا خانه محنتهاست، و جايگاه فتنه هاست، كسي كه طلب كند آن را هلاكش كند؛ و كسي كه به دنبالش نباشد را ، با او بنيكوئي همراهي كند ؛ و هر كه نظر كند بسوي آن ، كور گرداند او را ( چشم بصيرت را از او مي گيرد)....(شرح آقا جمال الدين خوانساري بر غرر الحكم ج 2 ص 637 )

نمونه هاي تاريخي اين گروه از افراد نيز همچون «عمر سعد» ها كه به خاطر دلبستگي دنيا، چشم بصيرت خود را كور كردند و به مبارزه با حق پرداختند كم نيستند .

مقام معظم رهبري در اين خصوص در توصيه اي به جوانان عزيز بيسجيان عزيز هر جاي كشور كه هستيد اين بصيرت را روز به روز زياد كنيد. نگذاريد بعضي از نيازهاي مادي و مسائل كوچك ، جلوي بصيرت ها را بگيرد . (ديدار فرماندهان بسيج سراسر كشور27/8/71)

2- گرفتار شدن به شهوات و لذت ها

اميرالمومنين علي عليه السلام در اين باره مي فرمايد : ذا أبصرت العين الشّهوه عم ي القلب عن العاق به (137/ 3).هرگاه چشم ظاهري ، شهوت را ببيند چشم دل انسان نسبت به عاقبت كار كور گردد . (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص305 )

لذا مي بينيم مقام معظم رهبري در سخنراني هاي مكرر خود نسبت به تهاجم فرهنگي هشدار داده و در يكي از اين سخنراني ها فرموده اند : سياست امروز سياست اندلسي كردن ايران است (مقام معظم رهبري، 6 فروردين 1381) چراكه وقتي جامعه اي مشغول و گرفتار شهوات شد ديگر بصيرت خور را نسبت به مسائل پيراموني

از دست مي دهد و همچون اندلس ممكن است كشور را تقديم كفار نمايد .

راه هاي عملي كسب بصيرت

در اين خصوص نيز در روايات ما راهكارهاي متعددي مطرح گرديده كه به برخي از آنها اشاره مي نمائيم :

1- شناخت حقيقت ولايت و ولي امر زمانه خود:

شناخت ولي امر زمان در اسلام از چنان جايگاهي برخوردار است كه بنا به فرموده رسول گرامي خدا صل الله عليه و آله اگر كسي بميرد و امام زمان خود را نشناسد همانند كسي است كه به مرگ جاهليت قبل از اسلام مرده است (البحار 23/ 94 الغدير 10/ 360 اثبات الهداه 1/ 126 تفسير ابي الفتوح 1/ 508 - الحكم الزاهره با ترجمه انصاري ص 108)

لذا شناخت خود ولي امر مسلمين در اين زمان راهكار اصلي و مهمي است كه مي تواند انسان را به بصيرت برساند شناخت همانگونه كه حضرت علي عليه السلام در سخناني خطاب به دو تن از ياران خود در اين باره مي فرمايد :ف نّه لا يبلغ أحأ م ن ش يعت نا حدّ ال است بصار حتّي يعر فن ي ب النّوران يّه ف ذا عرفن ي ب ها كان مستبص راً بال غاً كام لًا... (بحار الأنوار ج 26 ص 7 )

هيچ كس از شيعيان به بصيرت نمي رسند مگر اينكه با شناخت من به نورانيت برسند پس هنگامي كه مرا به اين مقام شناختنند بطور تمام و كمال بصيرت يافته اند .....

در اينجا لازم به ذكر است كه بر اساس مباني اعتقادي شيعه هر كسي لياقت قرار گرفتن در رأس حكومت را ندارد ، بلكه آن كسي شايستگي قرار گرفتن در راس حكومت را دارد كه بدون انگيزه هاي فردي و دنيايي و با پشتوانه الهي در مسير پياده نمودن احكام خدا قدم بردارد لذا اين مسئوليت در مرتبه اول بر عهده پيامبران ، سپس

ائمه اطهار(عليهم السلام ) و در دوران غيبت بر عهده ولي فقيه گذاشته شده است .

2- داشتن فكر و انديشه و تجزيه تحليل مسائل

از ديگر اموريكه انسان را به بصيرت سوق مي دهد انديشه و تجزيه و تحليل جريانات سياسي و اجتماعي مي باشد .

علي عليه السلام در اين باره مي فرمايد : أفك ر تستبص ر. فكر كن تا بصيرت يابي. لا بص يره ل من لا ف كر له. نيست بصيرتي از براي كسي كه نباشد فكري از براي او. (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص : 57)

البته براي رسيدن به تحليل صحيح نسبت به جريانات بخصوص جريانات سياسي بايد مواد اصلي آن كه اخبار صحيح مي باشد را از مجاري صحيح كسب نموده سپس نسبت به آنها فكر و تجزيه و تحليل نمود .

3-دورانديشي در امور

از ديگر اموريكه موجب بصيرت يافتن انسان مي شود آينده نگري و تدبير در مسائل و جريانات مي باشد حضرت علي عليه السلام فرموده اند : من استقبل الأمور أبصر (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص : 57) هر كه از قبل پيش بيني كند و به پيشواز كارها برود (نسبت به امور دور انديشي كند) بينا گردد .

4- پيروي از عالمان وارسته

امام محمد باقر عليه السلام در وصف علماء رباني مي فرمايد : قال محمّد بن عل يّ الباق ر ع ... العال م معه شمعهأ تز يل ظلمه الجهل و الحيره فكلّ من أضاءت له فخرج ب ها م ن حيره أو نجا ب ها م ن جهل .... (الحتجاج علي أهل اللجاج ج 1 ص17 )

عالم مانند كسي است كه به همراه خود شمعي دارد كه بوسيله آن ظلمت جهل و حيرت از بين مي رود و هر كس كه به نور آن روشني يافت پس از حيرت خارج شده و از جهل نجات مي يابد

5- رعايت ايمان و تقواي الهي

يكي ديگر از راهكارهاي عملي جهت دست يابي به بصيرت رعايت تقواي الهي مي باشد چرا كه خداوند متعال مي فرمايد :«ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا؛ اگر تقوا بورزيد خداوند قوه تشخيص و جداسازي حق از باطل به شما عنايت مي كند» (انفال، آيه 29). پرهيزگاري و انجام واجبات و پرهيز و دوري از محرمات، به انسان نورانيت و روشن بيني دروني مي بخشد به گونه اي كه انسان در پرتو آن مي تواند حق و باطل را از هم تشخيص دهد و به راحتي وسوسه هاي شيطاني را بشناسد و خود را از دام آن رهايي بخشد و قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: «ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذاهم مبصرون؛ پرهيزگاران هنگامي كه شيطاني پيرامون حريم آنها گردش كند متوجه مي گردند و بيدار و بصير مي باشند»

6- عبرت گرفتن از مسائل گوناگون

اگر كسي بطور دائم از آنچه كه پيرامونش مي گذرد و يا در گذشته به وقوع پيوسته به ديده عبرت نگاه كند به راحتي مي تواند به نتيجه جريانات واقف شده و با بصيرتي كه پيدا مي كند از گرفتار شدن از هلاكت نجات پيدا كند .

حضرت علي عليه السلام در اين خصوص فرموده اند : ف ي كلّ اعت بار است بصاأ (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 472 ) در هر عبرت گرفتني بصيرتي است.و در بيان ديگري اين امر را منوت به دوام عبرت گرفتن دانسته اند و بيان دشته اند : دوام ال اعت بار يؤدّ ي لي ال است بصار (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 472 )

7- ذكر و ياد الهي

از ديگر راههاي رسيدن به بصيرت ذكر و ياد الهي مي باشد حضرت علي عليه السلام فرموده اند: من ذكر اللّه استبصر (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص : 189) يعني هر كه ياد كند خدا را بصيرت يابد

8-پيمودن مسير اهل بصيرت

به عنوان نمونه يكي از ويژگي هاي برجسته ياران امام حسين عليه السلام در جريان عاشورا بصيرت مي باشد

امـام صـادق (ع) دربـاره حضرت عباس (ع) با تعبير (نافذ البصيره)ياد مي كند كه گوياي عـمـق شـنـاخـت آن شـهـيـد اسـت (كـان عـمّنـا العـبـّاس بـن عـل ي نـافـ ذ البـصـيـره صـلب الا يمان ). ]اعيان الشيعه، ج 7، ص 430[ در زيارتنامه حضرت عباس (ع) نيز مي خوانيم:

(و انّك مـضـيـت عـلي بـصيره م ن امر ك مقتد ياً ب الصّال حين) ]مفاتيح الجنان، زيارت حضرت عباس (ع)، ص 435[ كه شهادت او را از روي بـصـيـرت و بـراساس اقتدا به صالحان برشمرده است، نيز مي خوانيم: خدا را گواه مي گـيـرم كـه تـو هـمـان راهـي را رفـتـي كـه شـهـداي بـدر و ديـگـر مـجـاهـدان راه خـدا پيمودند. (همان) .

در زيارتنامه حضرت مسلم بن عقيل نيز بر همين بصيرت در مبارزه و شهادت و پيمودن راه شهداي بـدر و مـجـاهـدان اسـلام و اقـتـدا بـه صـالحان و پيروي از انبيا تأكيد شده است، با تعبيراتي همچون: (اشهد انّك مضيت علي ما مضي عليه البدر يّون المجاه دون... و انّك قد مضيت علي بصيره م ن امر ك مقتد ياً ب الصّال حي ن و متّب عاً ل لنّب يّين) ]همان، زيارت مسلم بن عقيل، ص 403[ .

بنا براين ما نيز مي توانيم با مطالعه زندگي اينگونه افراد ، ويژگي هايي كه موجب شد تا به اين صفت متصف شوند را پيدا كرده و با الگو قرار دادن رفتار آنها ما نيز در زمره اهل بصيرت قرار بگيريم .

راه دست يابي به بصيرت

چنان كه گفته شد براي دست يابي به بصيرتي چنين تاثيرگذار درشخص و جامعه ورفتارهاي فردي و اجتماعي، مي بايست ابزارهاي درست و مناسبي چون چشم و گوش و مانند آن را داشت، چنان كه لازم است از قلبي سالم و سليم بهره مند بود؛ زيرا اگر قلب آدمي، بيمار و داراي پرده هائي از شقاوت و قساوت و جهل و بي تقوايي باشد، هرگز نمي توان از اين قلب، اميد بصيرت و روشنگري داشت.

انسان براي اين كه به بصيرت و روشنگري واقعي برسد مي بايست با مهار نفس خود هرگونه پلشتي ها را از خود بزايد و تقواي فطري را پاس دارد. هنگامي كه تقواي فطري كه مقتضي پرهيز از هر پلشتي و پليدي چون دروغگويي و

پيمان شكني و مانند آن است، در انساني وجود داشته باشد، آن گاه است كه هدايت الهي از طريق وحي و الهام در وي تأثيرگذار خواهد بود و اهل ايمان به خدا و پيامبر(ص) و قرآن مي شود و درهاي بصيرت بر روي وي گشوده مي شود و چشم و دلش به گونه اي ديگر به مسايل مي نگرد و تحليل و تبيين كرده و توصيه هايي را صادر مي كند.

از نظر قرآن بصيرت و روشنگري، بينش و نگرش درست و صحيحي است كه آدمي با اين امور مي تواند آن را به دست آورد؛ بنابراين كساني كه به وسيله اعضا و جوارح خويش تنها در انديشه پاسخ گويي به خواسته هاي نفساني هستند و يا پلشتي ها و پليدي ها براي آنان معنا و مفهومي ندارد، نمي توانند به بصيرتي دست يابند كه حقايق را بر آنان منكشف سازد و آنان را نسبت به كار درست از نادرست آگاه و هوشيار كند و قدرت تشخيص شان را افزايش دهد و در نهايت از كار نادرست باز دارد.

خداوند در آيه 203 سوره اعراف به ايمان به عنوان مهم ترين عامل دست يابي انسان به قدرت تشخيص حق از باطل و درست از نادرست يعني بصيرت اشاره مي كند و در ادامه در آيه 201 همين سوره تقوا را از مهم ترين عوامل تحقق بخش بصيرت و روشن دلي در آدمي برمي شمارد.

البته هرگز نمي توان نقش بينش را در نگرش ها و افكار و انديشه هاي آدمي ناديده گرفت. از اين رو خداوند پس از ايمان كه امري بينشي و نگرشي است به مسئله شناخت نسبت به آخرت و ايمان به آن در تحقق بصيرت آدمي اشاره مي كند و دنياگريزي و آخرت گرايي در افراد را عاملي مهم در تحقق بصيرت برمي شمارد. (ص آيات 54 و 64)

از ديگر علل و عواملي كه در اين مسئله مهم و اساسي است مي توان به عبرت گيري از مسايل جهان و هستي اشاره كرد. تأكيد خداوند برتوجه به آيات و نشانه هاي الهي از آن روست كه انسان با تحليل آن ها مي تواند نسبت ها را به درستي به دست آورد و در يك آزمون خطا و تصحيح، تجربيات بسيار مفيدي را در زمينه هاي مختلف كسب كند.

بسياري از مردم در يك فرآيند، به بصيرت دست مي يابند، زيرا بصيرت از اموري نيست كه ناگهان تحقق يابد، بلكه در يك فرآيند با علل و عوامل مختلف در انسان پديدار مي شود كه در اين ميان نمي توان نقش مهم نشانه ها و نشانه شناسي را ناديده گرفت. از اين رو توجه به آيات و نشانه هاي الهي در هستي از هر نوع و جنسي در آيات 2 و 12 سوره ذاريات و نيز آيات 6 تا 8 سوره ق مورد تأكيد قرار گرفته است.

انسان با تحليل دقيق داشته هاي خودشان كه از آن به آيات انفسي ياد مي شود و داده هاي بيروني كه از آن به آيات آفاقي ياد شده است، مي تواند اميدوار باشد كه به يك شناخت يقيني برسد.

هرچه تفكر و دقت در آيات انفسي و آفاقي و نشانه شناسي در انسان، قوي تر شود، دقت و تأمل و تحليل وي نيز افزايش مي يابد و يقين او از علم اليقين حصولي به عين اليقين شهودي و حق اليقين حضوري مي رسد. به اين معنا كه نهايت تفكر و انديشه در آيات انفسي و آفاقي، درك حضوري و دانش وجودي است كه ديگر اين دانش جزو ذات وي مي باشد.

بر اين اساس هر كسي بايد در مسايل زندگي از امور اجتماعي و سياسي خويش چنان دقت و توجه داشته باشد كه بتواند از راه نشانه ها، حقيقت را كشف و شهود كند و در ادامه با تقواي سياسي در مسير آن گام بردارد. كساني كه از هيچ نشانه كوچك و جزيي نمي گذرند.

و آن را در يك پازل دسته بندي مي كنند و در جاي مناسب قرار مي دهند، مي توانند در نهايت، تبيين درستي از مسئله بيابند و واقعيت امور پوشيده را بر خود آشكار سازند. گاه يك فتنه مي تواند اين پازل هايي كه در سايه روشن هاي ترديد قرارگرفته است آشكار سازد و تصويري روشن از حركات و اقدامات و رفتارهاي شخص و يا گروه ارائه دهد.

بارها ديده شده است كه اهل نفاق و كفر و شرك در اين فتنه ها خود را لو داده اند؛ زيرا گمان برده اند كه موفقيت را در دست دارند و چهره واقعي خويش را آشكار مي كنند و يا اين كه حركت و رفتاري را از خود بروز مي دهند كه مي تواند به عنوان متغير ربطي ميان تمامي پازل ها و قطعات پيشين، معنايي را القا و روشن سازد.

به سخن ديگر، فتنه ها فرصت هاي شناختي براي بسياري از مردم نسبت به رهبران و

نظريه پردازان و تصميم گيران اصلي است كه همواره با درايت و كياست معاويه اي و عمر و عاصي

خواسته اند تا خود را مخفي و نهان كنند و انديشه ها و افكار پليد خود را از انظار دور دارند. در اين هنگام فتنه ها، همانند نوري در تاريكي، چهره واقعي خواص را نشان مي دهد و بطلان همه يا برخي كارها و رفتارهايشان را براي توده هاي مردم آشكار مي سازد.

بنابراين مهم ترين رفتاري كه از توده هاي مردم انتظار مي رود آن است كه در فتنه ها به نشانه ها توجه كنند، و با بهره گيري از اصول اساسي اسلام و قرآن، حق را از باطل باز شناسند و خواص و رجال سياسي كشور را براساس آن معيار به ارزيابي نشينند و در نهايت، راه خويش را از گمراهان و منافقان جدا سازند.

در داستان حضرت اميرمؤمنان(ع) در جنگ صفين و فتنه بزرگ آن برخي از اهل ترديد نمي دانستند كه حق با علي يا معاويه است؛ زيرا يك نشانه چون شهادت عمار به دست گروه باغي و طغيانگر، براي توده هاي مردم آشكار كرد كه معاويه بر باطل است. هر چند كه در آن زمان بسياري از لشكريان معاويه با توجيه عمر و عاص فريب خوردند، ولي زنگارهاي بسيار و پرده هاي استواري از دغل و تزوير و دروغ با شهادت عمار به عنوان يك نشانه فرو ريخت و از ميان برداشته شد و اهل حق توانستند راه خويش را دريابند.

در حقيقت هر نشانه اي در هر فتنه اي براي توده هاي مردم مي تواند به عنوان نشانه اي از درستي و نادرستي كس يا گروه و يا حكومتي باشد.

به هر حال داشتن بصيرت نيازمند اسباب و ابزارهاي مناسبي است كه قدرت تشخيص آدمي را نسبت به حق و باطل برانگيزد و به وي توانايي دهد تا پس از شناخت، نسبت به آن واكنش درست و مناسبي انجام دهد و همانند بلعم باعوراها و يا سامري ها عمل نكند و همراه فرعون و طاغوت در صف استكبار و كفر و باطل نايستد.

حضرت آيت الله خامنه اي نخستين بار در تيرماه سال 68 در ديدار و بيعت مدرسان، فضلا و طلاب حوزه علميه مشهد بر لزوم برخورداري علما از بصيرت و علم به زمان اشاره كرده و بي بصيرتي علما را عامل بروز مشكلات بزرگ در طول تاريخ تشيع دانستند.

يك سال بعد (24 مرداد سال 69) ايشان در ديداري با اقشار مختلف مردم از بصيرت و كشف ترفندهاي دشمن سخن گفته و تأكيد كردند راه نجات كشورهاي اسلامي از زورگويي، اشغال و سلطه گري استكبار جهاني بازگشت به اسلام ناب محمدي(ص) و بصيرت كامل نسبت به دشمن واقعي است.

آبان ماه همان سال در ديداري كه مسئولان و كارگزاران نظام با ايشان داشتند و حجت الاسلام مرحوم حاج احمد خميني نيز در آن حضور داشت، رهبري انقلاب در سخناني از عمق بصيرت در وجود امام ياد كرده و گفتند: «خيلي از چيزهايي كه ماها حتي گاهي با دقت نمي ديديم، او آنها را در نگاه عادي مشاهده مي كرد.»

ايشان در مراسم اختتاميه چهارمين مجمع بزرگ فرماندهان و مسئولان دفاتر نمايندگي ولي فقيه در سپاه كه در 27/6/70 برگزار شد هم از ضرورت بصيرت در دوران ممزوج شدن حق و باطل سخن گفته و يادآور شدند كه فقدان تحليل سياسي، نقطه ضعف اصلي مردم در دوران حكومت امام علي(ع) بوده است.

رهبر معظم انقلاب در آن سخنراني با بيان اين كه هنوز صفوف روشن است و خيلي از اصول و حقايق واضح و نمايان است، خطاب به مخاطبان متذكر شدند: «اما مطمئن نباشيد كه هميشه اين گونه خواهد بود. شما بايد آگاه باشيد. شما بايد چشم بصيرت داشته باشيد. شما بايد بدانيد بازويتان در اختيار خداست يا نه. اين بصيرت مي خواهد، اين را دست كم نگيريد.»

در سال 71 نيز همچنان مخاطبان رهبري انقلاب در توجه به بصيرت فرماندهان بودند. به عبارت ديگر، ايشان پس از مخاطب قرار دادن كارگزاران نظام در سال 69، از سال 70 مخاطبان اين پيام خود را فرماندهان و نظاميان در سطوح مختلف قرار دادند. اين مخاطبان در سال 70، سپاهيان بودند، ولي در سال 71 بسيجيان مخاطب قرار گرفتند. ايشان سال 71 در 2 مقطع ديدار با فرماندهان گردان هاي عاشوراي بسيج سراسر كشور (در 22 تيرماه اين سال) بصيرت را مهم ترين امر در دفاع از دين خوانده و در ديدار با فرماندهان بسيج سراسر كشور (در 27 آبان ماه) با اشاره به بصيرت و آگاهي در پايه شكل گيري بسيج از لزوم بصيرت در شناخت برنامه هاي دشمن سخن گفته و بسيجيان را به افزايش روزافزون بصيرت خود تشويق كردند. ايشان در اين سخنراني از فرماندهان بسيج خواستند بصير باشند و ترفندهاي دشمن را شناسايي كنند و ببينند دشمن چطور مي خواهد جمهوري اسلامي را در سطح جهان بد معرفي كند يا به شكل هاي غلط معرفي كند، البته كه موفق نمي شود.

رهبر معظم انقلاب همچنين در مراسم هفتمين سالگرد بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در خرداد ماه 75، به وجود حد اعلاي بصيرت در امام حسين(ع) اشاره كرده و از دنباله روي امام خميني از امام حسين(ع) در بصيرت و قدرت نفس سخن گفتند و تأكيد كردند كه عظمت روحي و بصيرت حاكم بر وجود امام خميني، عامل استقامت و ادامه مبارزه با رژيم ستمشاهي بوده است.

20 روز بعد در مراسم صبحگاه لشكر 27 محمد رسول الله(ص) در 23 خرداد سال 75، ايشان كساني را كه از روي بصيرت كار نمي كنند در زمره عوام خوانده و افزودند: «بنابراين براي عوام نبودن بايد هر كاري كه انجام مي شود براساس بصيرت باشد.»

ايشان همچنين در ديداري كه نيروهاي بسيجي و سپاهي در پادگان لشكر هفت ولي عصر با ايشان در 25 اسفند سال 75 داشتند، مي گفتند: «كسي كه پرچم هدايت اسلامي را به دوش مي كشد بايد از بصيرت ديني و استقامت ايماني برخوردار باشد.»

ديدار مسئولان دستگاه قضايي در كشور در سالروز تشكيل اين قوه (7 تيرماه) در سال بعد هم فرصتي بود تا ايشان تأكيد كنند: «اگر دستگاه قضايي از قوت بصيرت و قدرت قبض و بسط لازم برخوردار نباشد، حركت اساسي، مهم و عمده سازندگي در كشور كه يك پديده باارزش است به نتايج سويي منتهي خواهد شد و در نتيجه آن، طبقه جديدي از انسان هاي برخوردار از ثروت هاي بادآورده و داراي امكانات فراوان به وجود مي آيد كه به هيچ حدي از حدود شرع و قانون پايبند نخواهد بود.»

در سال 77 شاهد رويكرد جديدي از سوي مقام معظم رهبري در تعيين مخاطبان براي تشريح ابعاد بصيرت و توجه به آن هستيم. ايشان در آن سال، ديدارهاي متعددي با دانشجويان و جوانان داشتند كه طي آن بارها به اين مسئله و اهميت آن اشاره كردند.

از جمله آن كه در پيامي كه به مناسبت دومين كنگره جامعه اسلامي دانشجويان در 9/7/77 صادر كردند، آنها را به داشتن بصيرت لازم و ديد نافذ براي شناخت دشمن و روش هاي كينه ورزانه اش براي خود و عموم دانشجويان توصيه و تأكيد كردند كه فتنه گري ها و فتنه گرها را به خصوص در محيط دانشجويي شناسايي و خنثي كرده و اختلافات درون سازماني و برون سازماني را به حداقل برسانند.حضرت آيت الله خامنه اي سپس در ديداري كه گروه كثيري از دانشجويان و دانش آموزان به مناسبت سيزدهم آبان ماه در 12/8/77 با ايشان داشتند به تشريح ابعاد بصيرت امام علي پرداخته و از امكان تقليد از امام علي(ع) در دو صفت «بصيرت» و «صبر» سخن گفتند. ايشان در آن سخنراني تمام مشكلات افراد و جوامع بشري را در فقدان بصيرت يا صبر ريشه يابي كرده و فرمودند: «امروز هم در دنيا كساني كه در راس قدرت هاي سياسي زورگو و مداخله گر، يا در راس كمپاني هاي اقتصادي، يا در رأس دستگاه هاي سرطان گونه تبليغاتي و شبكه هاي عظيم سودجوي تبليغات قرار گرفته اند، از طريق يكي از اين دو خصوصيت بر ملت ها حكم مي رانند و زورگويي مي كنند. يا سعي مي كنند ملت ها را در غفلت نگه دارند و بصيرت آنها را بگيرند اگر هم نتوانند به كلي از آنها بصيرت را سلب كنند، در يك مورد كه يك مسئله خاص برايشان مهم است، سعي مي كنند بيداري ملت ها و بصيرت انسان ها را در آن جامعه سلب نمايند يا آنها را دچار بي صبري كنند.»

جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومين روز از دهه فجر سال 77 (روز انقلاب اسلامي و جوانان) نيز بزنگاه ديگري بود تا رهبر انقلاب به آنها يادآور شوند كه «بصيرت نسل جوان، يكي از 3 ركن اساسي در تضمين آينده خودشان و كشور است، ايشان در آن ديدار به جوانان سفارش كردند كه اولا احساس مسئوليت كنند و واقعا خودشان را مسئول بدانند و بخواهند زندگي را با پاي خودشان پيش ببرند. مثل پركاهي در امواج حوادث نباشند. ثانيا با ايمان حركت كنند چون ايمان نقش بسيار مهمي در پيشرفت در همه ميدان ها و پيروزي بر همه موانع دارد. ثالثا بصيرت و آگاهي داشته باشند. چرا كه اگر جوانان اين سه خصوصيت را در خودشان تامين كنند، مي توانند در همه زمينه ها، موفقيت خودشان را تضمين كنند. رهبري انقلاب در ديدار با كارگزاران، مديران و روحانيون كاروان ها و اعضاي ستاد حج در بهمن ماه همان سال نيز تاكيد كردند: «حج براي عبادت، معنويت و بصيرت مسلمانان و نيز ابلاغ پيام معنوي و سياسي اسلام است.»

با گذشت دو سال از آن تاريخ، رهبرمعظم انقلاب، همچنان در ديدارهاي جداگانه اي به تشريح ابعاد بصيرت پرداختند. نخست در ديدار جمع زيادي از اعضاي انجمن هاي اسلامي دانشجويان در 8/12/80 كه مهمترين نياز نسل جوان كشور را عمق بخشيدن به ايمان، بصيرت و معرفت خود دانسته و گفتند: «يكي از وظايف انجمن هاي اسلامي دانش آموزان حراست از اين ثروت و عمق بخشيدن مستمر به آگاهي و بصيرت دانش آموزان درمورد مسائل كشور و جهان براساس ديدگاههاي متكي بر معرفت اسلامي است.»

سال بعد براي دومين بار رهبري انقلاب در جمع معاونان و كاركنان قوه قضاييه در آستانه روز هفتم تيرماه81 تاكيد كردند كه تامين حقوق ملت درگرو آن است كه قوه قضاييه بتواندكار خود را با قوت، شجاعت و بصيرت انجام دهد، چرا كه اگر دستگاه قضايي به دانش، بصيرت، پاكي و طهارت در عمده ترين اركان خود متكي باشد، همان مقصودي را كه به دنبال آن است، به ميزان زيادي تامين خواهدشد.

ايشان درسال 82 در ديدار با قاريان ممتاز و حافظان قرآن به اهميت بصيرت اشاره كرده و فضاي قرآني در جامعه را عامل بصيرت بخشيدن به جامعه خواندند.

رهبرمعظم انقلاب در ديدار اعضاي مجمع عمومي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي كشور در 25/1/84 بار ديگر به موضوع بصيرت و حركت جنبش دانشجويي براساس آن اشاره كرده و تاكيد نمودند كه بصيرت، ابزار شناخت هدف و منحرف نشدن از راه است.

ايشان به دانشجويان تاكيد كردند كه براي شناخت هدف و منحرف نشدن از راه، به بصيرت و هوشياري و براي حركت خستگي ناپذير و مداوم در راه تحقق هدف، به احساس مسئوليت نياز داريد و بايد با درك جايگاه ايران به عنوان پيشاهنگ مبارزه و پايداري درمقابل استكبار شيطاني، همواره برنامه ها و حركات دشمنان را تحت مراقبت داشته باشيد.

معظم له همچنين در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر درسال 85 طي سخناني به اهميت انتخابات بابصيرت و استحكام مجلس خبرگان اشاره كردند.

رهبرمعظم انقلاب در آن سخنراني فرمودند: «اهميت انتخابات خبرگان دراين است كه با اين انتخابات، مردم افراد خبره مورد اعتماد خودشان را انتخاب مي كنند تا اينها آماده به كار باشند و براي لحظه حساس فقدان رهبري در كشور اين مجموعه مورد اعتماد ملت بايد با بصيرت كامل، رهبري را كه قادر به اداي تكاليف رهبري مي دانند، انتخاب كنند و به مردم معرفي كنند.»

توصيه رهبري انقلاب در آن زمان به مردم اين بود كه با شور تمام و با بصيرت كامل در انتخابات شركت كنند و افراد مورد اعتمادشان را به مجلس خبرگان بفرستند تا اين مجلس همواره با همان استحكام و اقتداري كه قانون براي آن معين كرده است، بماند و آينده كشور تضمين شود. ايشان در مراسم سالگرد ارتحال بنيانگذار انقلاب درسال 86 نيز تاكيد كردند ايستادگي از سر بصيرت، تنها راه دستيابي يك ملت به حقوق خود است.

سفر ايشان در دي ماه آن سال به يزد فرصت دوباره اي شد تا در اجتماع بزرگ مردم يزد و در راه بازگشت در ديدار اقشار مختلف مردم قم، بار ديگر بر اهميت موضوع بصيرت تاكيد شود. بويژه آن كه در آن دوران فضاي سياسي و اجتماعي كشور آبستن انتخابات مجلس هشتم شوراي اسلامي نيز بود.

رهبري انقلاب در جمع مردم يزد در 12/10/86 از مردم خواستند با بصيرت از ميان نامزدها نماينده اي اصلح از لحاظ ايمان، اخلاص، امانت داري، دينداري و آماده براي حضور در ميدان هاي انقلاب را برگزينند تا مجلس كه مورد نياز جامعه كنوني ماست تشكيل شود. همچنين ايشان در جمع مردم قم در 19 دي همان سال با بيان اينكه وقت صبر و بصر است، افزودند: «ملت ايران وقت انتخابات كه مي رسد، احتياج به بصيرت دارند تا نگاه كند و ببيند كه دشمن چه موضعي در قبال اين حركت عظيم مردمي گرفته است. ملت بايد حواس خود را جمع كند و تصميم درست بگيرد.»

رهبري انقلاب در سال 87 هم پس از يك سخنراني عمومي در باب بصيرت در نمازجمعه تهران بار ديگر در جمع تشكل هاي دانشجويي به اين موضوع پرداختند. ايشان در خطبه هاي نمازجمعه تهران در 29/6/87 بصيرت را عامل واكنش مناسب مردم به تبليغات هسته اي دشمن خوانده و فرمودند: «وقتي دشمن تبليغات خود را درباره مسئله هسته اي تشديد كرد، مردم انصافا بهترين واكنش ها را نشان دادند كه اين هوشياري، استقامت و بصيرت قابل تجليل است.»

مقام معظم رهبري سپس در آستانه روز 13 آبان در ديداري كه جمعي از دانش آموزان و دانشجويان و تشكل هاي مختلف دانشگاهي با ايشان داشتند، با تاكيد بر اين كه خودتان را از لحاظ علمي، ايمان و تقوا بسازيد، خطاب به آنها گفتند: «بصيرت خودتان را زياد كنيد و آگاهي خودتان را نسبت به امروز ديروز و فردا افزايش بدهيد. 12-10 سال ديگر، همه شما و نظائر شما، جوانان تحصيلكرده اي هستند كه وارد عرصه زندگي ملت ايران خواهندشد و مسئوليت هايي خواهند داشت. روساي جمهور آينده، وزراي آينده، مديران و برجستگان گوناگون بخش هاي مختلف آينده، آن كساني كه طراحند، برنامه ريزند، متفكرند، تئوريسين اداره كشور هستند از ميان شماها پديد مي آيند و از ميان شماها برمي خيزند. اين مديران و برنامه ريزان هم بايد عالم باشند و هم به معني حقيقي كلمه بايد متدين، پاكدامن و بصير باشند.»

ايشان همچنين در ديدار هزاران نفر از دانشجويان دانشگاه علم و صنعت در 24/9/87، صبر و بصيرت در ملت را دو عامل اصلي پيروزي انقلاب خواندند.

ايشان درسال جاري نيز در سه مقطع به تبيين اهميت بصيرت پرداختند. نخست در ديدار اعضاي دفتر رهبري و سپاه حفاظت ولي امر در پنجم مردادماه، آنها را به داشتن بصيرت توصيه كرده و يادآورشدند: «بلاهايي كه برملت ها وارد مي شود، در بسياري از موارد براثر بي بصيرتي است. اگرچه از نخبگان انتظار مي رود كمتر خطا كنند، اما گاهي خطاهايشان اگر ازنظر كمي، بيشتر نباشد، ازنظر كيفي بيشتر از خطاهاي عامه مردم است و اين از بي بصيرتي است.»

مقام معظم رهبري در آن ديدار هشدار دادند: «در عرصه سياسي هم اگر بصيرت نباشد و دوست و دشمن را نشناسند، يك وقت آتش توپخانه تبليغات و گفت و شنود و عمل به طرف قسمتي است كه آنجا دوستان مجتمعند نه دشمن. لذا بصيرت و تبيين لازم است. نقش نخبگان و خواص هم اين است كه اين بصيرت را نه فقط در خودشان، بلكه در ديگران هم به وجود آورند.»

ايشان سپس در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري در دوم مهرماه سال جاري بر اهميت بصيرت براي تغيير رفتارها سخن گفته و از نقش نخبگان با بصيرت و روشنگر ياد كردند.

رهبري انقلاب در اين سخنراني با اشاره به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم فرمودند: «آنچه انسان از نخبگان جامعه و جريانات و گروه هاي سياسي انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث و با اين خطوط دشمن با بصيرت مواجه شوند. اگر بصيرت و عزم مقابله وجود داشت، خيلي از رفتارهاي ما ممكن است تغيير پيدا كند. آن وقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضي از كارها از روي بي بصيرتي است.»

به گفته ايشان، گاهي سكوت كردن، كنار كشيدن و حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايد روشنگري كنند و همه بايد بصيرت داشته باشند.

رهبري انقلاب در ديدار عمومي مردم چالوس و نوشهر در 15 مهرماه سال جاري نيز اظهار داشتند: «وقتي بصيرت باشد، غبارآلودگي فتنه نمي تواند ملت را گمراه كند و آنها را به اشتباه بيندازد. اگر بصيرت نباشد، انسان ولو با نيت خوب، گاهي در راه بد قدم مي گذارد.»

نتيجه گيري

اگرچه برخورداري از بصيرت در تمام عرصه هاي زندگي الزامي است، اما در برخي عرصه ها ضروري تر به نظر مي رسد. به همين دليل است كه رهبر معظم انقلاب از لزوم بصيرت در شناخت دشمن و ترفندهايش سخن گفته و يادآور شده اند كه در دوران ممزوج شدن حق و باطل بايد مراقب بود كه حق و باطل مشتبه نشوند و انجام هر حركت عمومي در وضعيت كنوني جهان براساس بصيرت باشد.

از نگاه ايشان حركت در جهان پيچيده امروز تنها با بصيرت امكان پذير است، چراكه ملت ها تنها با بصيرت مي توانند به حقوق خود دست يابند. شناخت موانع راه، شناخت راه هاي جلوگيري از موانع و شناخت راه براي برداشتن موانع نيز تنها با بصيرت ميسر خواهد بود. به همين دليل است كه رهبري انقلاب به بصيرت يافتن در هدف و وسيله به منظور تغيير رفتارها تأكيد دارند.

انتخابات، روشن كردن مرزهاي خودي از دشمن و دفاع از دين، بزنگاه هايي هستند كه از منظر رهبري بيش از هر زمان ديگري نياز به بصيرت دارند؛ البته ايشان انتخاب رهبر از سوي مجلس خبرگان رهبري، احقاق حقوق مردم در دستگاه قضايي و مناسك حج را نيز از اين دست بزنگاه ها مي دانند.

آنچنان كه پيروزي انقلاب اسلامي ايران از جمله ثمرات حاصل از بصيرت بوده، انتخاب نامزدهاي اصلح از سوي مردم در هر انتخاباتي اعم از رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان و... نيز تداوم بخش اين راه بوده است. به همين دليل است كه همواره رهبري انقلاب، مردم را به برخورداري از بصيرت در اين انتخاب ها توصيه مي كنند. ايشان فرمودند: «ملت ايران وقت انتخابات كه مي رسد، احتياج به بصيرت دارد. نگاه كند ببيند دشمن چه موضعي در قبال اين حركت عظيم مردمي گرفته است. مردم بايد حواس خود را جمع كنند تا درست تصميم بگيرند.»

واكنش مناسب مردم به تبليغات هسته اي و شكست دادن دشمن در تضعيف قوا و رابطه ملت با مسئولان نيز از ديگر ثمرات حاصل از بصيرت است كه رهبر معظم انقلاب در طول سخنراني هايشان بارها بر آن تأكيد كرده اند.

بنابراين اگر امروز سخنان رهبري را فهميديم و عمل كرديم و قدر ولايت را دانستيم، آنوقت مي توان گفت كه بصيرت پيدا كرده ايم.

¤ منابع در تحريريه روزنامه کيهان موجود است.



نظرات کاربران :

اي ميل :
نام :
نظر شما :
 
   
 
   تعداد بازدید : 17757094    ImamatJome.com © 2008